تبليغاتX
گروه تاتر نیلوفر
خدمتتون عرض کنم که پیش از هر چیز باید بگم که شخصا نسبت به خیلی از عوامل اجرایی کار تعلق خاطر و علاقه ویژه ای دارم و امید وارم نظرات این حقیر رو که در پرانتز خلاصه نقد این نمایش پدید اومده باعث تکدر خاطر هیچ عزیزی نشه

                                           خلاصه  نقد

پرده باز بود و ما صحنه ای را دیدیم که بازیگران با لباس صحنه گوشو کنار صحنه راه میرفتند و بی جهت گویی هنوز تماشاچی در سالن نیست رفت و آمد میکردند هر چند اتفاق اپیک روی صحنه به وقوع پیوست اما پیش از شروع با پرده باز هیچ توجیهی نیافتم

طراحی صحنه تخت و یکنواخت بود با پلی که بیشتر دالانی فرو ریخته را تداعی میکرد و نمیدانم چطور این دکور مجوز رفتن به روی صحنه را از طراح دقیق خود گرفته بود  و نخلی که در بگ راند بسیار زوری گنجانده شده بود و کنده ای و پارچه ای قرمز که مثلاخون را تداعی میکرد پیش از اجرا همینها ما را به یاد طراحی  کهنه و دستخورده و هزار بار دیده شده میانداخت

پارچه سیاه مشکی ای که سعی میکرد به بد ترین وجه پل را از نظرها پنهان کند نصفه نیمه و نا مرتب بود و دقیقا ما را به یاد تکیه ها و مساجد به وقت عذاداری میانداخت و همچنین پل طراحی شده به زیر آن پارچه که گویی باید در موقع مقتضی ظاهر میگشت را کاملا لو داده بود

۲.با وجود توزیع بروشور اسمها تمام و کمال اعلام شد که ضرورت اینکار هم نفهمیدم شاید باری تماشاچی بی سواد هم چاره ای اندیشیده بودند ولی من توجیهی نیافتم  

۳.مداحی در ابتدای کار با صدای بسیار زیاد و تقریبا گوش خراش پخش شد و صحنه عذاداری بسیار در هم ریخته و شلوغ بسته شد

۴.طراحی لباسها غیر از مواردی کاملا بی سلیقه و بی هدف بود رنگ بندیها سطحی بود و من توجیهی نیافتم و مثلا   با وجود اینکه عدهای از بازیگران شمشیر عربی در دست داشتند شمشیر سامورایی هم دیدیم و یا عده ای کفش چرمین به پا بودند و چند تن که البته نقشهای فرعی داشتند کفشهای چرمی امروزی و تمام اینها تداعی میکرد این تفکر را که بازیگر فرعی خیلی هم مهم نیست اما به نظر من هر آنچه روی صحنه هست مهم است و باید با تفکر و حساسیت در همه موارد اقدام کرد

منتقم :(سهراب نیک فرجاد)اوج و فرودها و سکوتهای ابتدایی و قراردادی در ابتدا ی کار  دیالوگهای خورده شده و هیجانی که ژنهان نمیماند از نظر تماشاچی و حرکات دست بی ارتباط و فیالبداهه رفت و آمدهای بی دلیل از چپ به راست و انگشت گزیدنهای پی در پی  را حتی سیما و صدای این بازیگر خوب نتوانست از انظار پنهان کند هر چند در اواخر کار بازی بهتر و مسلط تری را شاهد بودیم

پلساز( کیانوش بهروز پور) همه چیز بر وفق مراد مینمایید به غیر از پایان دیالوگهای بلند که به نظر بی نفس ادا میشد  بهروز پور بی شک بهترین انتخاب بازیگری این نقش در همدان بود به خاطر استیل و صدای ویژه این بازیگر

شاگرد پلساز( حمید کاظمی) خوب ظاهر شد اما به نظر سعی میکرد بیش از آنچه که باید خود را در دید تماشاچی قرار دهد و تمرکز صحنه را در قسمتهایی بی دلیل به هم میزد

امام( حمید ترابی) این بازیگر صدا و سیمای خوبی باری این نقش دارد و از آن به خوبی بهره برد اما بازی خاصی را شاهد نبودیم

شاعر(فواد ابراهیمی) با عجله وارد شد و دیالوگها را گفت و رفت دستها بی دلیل بالا و پایین رفت و...دیگر هیچ

طراحی فرمها نا منظم و نا موزون بود و نه تنها لذت بصری ایجاد نمیکرد بلکه حس بسیار بدی هم انتقال میداد به غیر از صحنه رفتن امام به روی پل که نور پردازی بسیار زیبا یی داشت و فضایی فوق العاده ایجاد شد هیچ صحنه دیگر با هماهنگی و هارمونی لازمه اینگونه صحنه ها به چشم من نخورد

و دیگر هیچ

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1387/11/11 و ساعت 4:31 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1387/11/11 و ساعت 3:59 قبل از ظهر |
بعله بعد از مدتها با لاخره تصمیم گرفتم دوباره کار کنم

             طویله

اسم اینکاره که سال ۱۳۸۴ نوشته شد و برای جشنواره استانی هم پذیرفته شد اما بدلیل اینکه در همان سال خاک و خون هم قبول شد گروهی تصمیم گرفتیم که طویله رو فعلا کار نکنیم

تا اینکه دوست فقید و عزیزم هنرمند خوب علی رجبی تصمیم گرفت که این نمایش رو به روی صحنه ببره که متاسفانه....

و حال هم برای اینکه یادی از اون دوست عزیزم کرده باشم و هم دلایل بسیار زیاد دیگه تصمیم گرفتیم که از بین ۱۵ متنی که آماده به کار هستند این متنرو انتخاب کنیم

بازیگران فعلا ۱۰۰٪ معلوم نیستن ولی میدونم که مثل همیشه من فقط بهترینها رو میخوام   و البته خیلیها هم اعلام آمادگی کردند

خبرهایی هم اخیرا البته به دستم رسید که فکر کنم به زودی همدان رو ترک کنم پس بنابراین سعی میکنیم در بهترین زمانبندی کار رو به اجرا برسونیم

همینجا هم از همه دوستای گلم که تا حالا کلی برای این نمایش زحمت کشیدن تشکر میکنم

مثل سعید باغبانی که میدونم خیلی به من لطف داره و دیگرانی که به موقع ازشون یاد خواهم کرد

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1387/11/11 و ساعت 3:57 قبل از ظهر |
جشنواره منطقه ای تاتر هم که در همدان بود تموم شد

خوشحالم از اینکه تونستم دوستهای عزیزم رو پس از مدتها ببینم  به همشون سلام و خسته نباشید میگم 

محمد رضا مولودی با کار زیبای گل و قداره خستگی رو از تنمون در آورد

دوست گرامی افشین خورشید باختری هم دوباره برای داوری اومده بود همدان و سعادت پیدا کردم دوباره

ببینمش

مهدی حبیبی با همان لبخند همیشگی و انرژی مثبتش هم اومده بود

البته از طرفی هم ناراحت شدم که بچه های تاتر همدان رو خیلی ندیدم تو این جشنواره بالاخره مهمون داشتیم و فکر میکنم باید میومدن

 

خلاصه هر چند وقت کمی داشتم برای دیدن تاترها ولی واقعا خوشحال شدم مخصوصا وقتی فهمیدم به دوستامون تو همدان خوش گذشته و اداره ارشاد اینبار گویا خیلی زحمت کشیده

این اولین باره که از اداره ارشاد تشکر میکنم و فکر میکنم همه کارمندان و دست اندر کاران لیاقت این تشکر را داشته باشند 

همینجا دوباره از خیلی از دوستانم که نتونستم بدلیل مشغله کاری خدمتشون برسم صمیمانه عذر خواهی میکنم

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1387/09/29 و ساعت 7:8 قبل از ظهر |
امروز شنیدم که جشنواره تمام شده اول تریک میگم به دوستانی که مقام آوردن بعدش به دوستانی که مقام نیاوردند هم خسته نباشید میگم چون خیلی نفهمیدم چه کسی چیکار کرده پس فعلا اعلام نمیکنیم تا وقتی آمارش برام بیاد

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در پنجشنبه 1387/08/09 و ساعت 2:56 قبل از ظهر |
دی شیخ با چراغ همی گرد شهر میگشت گفتندش بدنبال چه میگردی گفت هر چه مرا بیاسایاند گفتندش حسن نامیست حنجره طلا که در شورین دکان دارد بدانجا برو تا بخواند و بیاسایی بدانجا رفت و حسن را بیافت حسن از دشتی و ماهور ابو عطا همی خواند و چون دید موجبات راحتی  شیخ پدیدار نشد به جاز و رپ و بلوز روی آورد و شیخ لبخندی به لب زد و بی بدرود انجا را ترک گفت

گفتندش موسیقی درمان بی حوصلگی توست پس به نزدآقا رضابرو تا تو را چند نتی مهمان کند همان کرد که گفتندش آقا رضا مردی گشاده رو بود که گونی همی میبافتندی سخت برای او فلوت نواخت افاقه نکرد ستار زد مقبول نیافتاد سپس گیتاری الم کرد و سخت بزد شیخ برخواست و بیرون زد

گفتندش هنری هست تاتر که شامورتی بازان امروزند بدانجا برو شاید مقبول نظر افتاد به تالاری رفت که پیشتر تاتر در آنجا اجرا همی میگشت درب بسته یافت و نشست جوانی او را دید و چیزی به شیخ داد که ت به حال ندیده بود شیخ آن چیز را بالا انداخت و چه بسا شنگول گشت و فهمید دوای دردش همین است که در تالار فجر شهر یافته و چ بسا خندان شد و برفت بعدها گفتندش این تالار فجر مدتهاست تعطیل شده و هنرورازن و شامورتی گران دیگر بدینجا نمیایند و از بهر هنر تلاشی نکنند

گفت خاموش که من یافتم آنچه را عصاره هنر در این ملک بود و برفت گفتندش جشنباره ای هست در کورنگ آباد قدیم که در آنجا تاتر فراوان باشد با دربستی بدانجا شتافت شاید مطاعی ارزنده تر یابد و لب خنده کنان یه هره زنان تبدیل شود رفت و دید عده ای جمع اند بس افسرده و ملول بازگشت و فهمید در اینجا مطاعی نیست که به کارش بیاید و رفت و همان چیزززز را خرید و بخورد و خوشحال و دوان شد و زیر لب خواند

کودکی ده ساله بودم چست و چابک

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1387/08/07 و ساعت 2:59 قبل از ظهر |
بعله مثل اینکه جشنواره استانی هم شروع شده البته در کبودراهنگ (همدان)

واقعا آدم خوشحال میشه که میفهمه شهرستانهایی که تا ۱ سال پیش هیچی نداشتند انقدر آباد شدن که میشه توش جشنواره تاتر راه انداخت احتمالا مسئولین اداره ارشاد واسلامی این شهرستان خیلی هم زحمت افتاده اند و میتوانیم این تلاش را با تلاش چینیها برای برگزاری المپیک هم ارز بدانیم

من که ندیدم ولی احتمالا الان در کبودراهنگ ۲ سالن برای اجرای نمایشهای صحنه ای داریم که باز احتمالا مجهز به کلیه تجهیزات هستند چون بالاخره قراره تو اونها جشنواره برگزار بشه دیگه

و همچنین احتمالا مسائل رفاهی اعم از هتل و غیره هم تو این مدت کم ساخته شده چون بالاخره کلی مهمان مهم داره هر جشنواره ای و احتمالا کلی هم کارهای خوب اجرا خواهد شد در این جشنواره

ونیز احتمالا تماشاچیان هم فرهنگ تاتر دیدن رو آموختند در این مدت و سالنها شلوغ خواهد بود و همه طعم جشنواره را خواهند چشید

شنیدم در جلسه جشنواره تاتر استان مدیر محترم ارشاد اسلامی همدان فرموده بودند از سال دیگه بین المللی بشه انشالله به به  به این مدیر کاردان و کارورزیده که همه چیز را در این استان بین المللی خواهند کرد حالا دقیقا معلوم نیست ولی احتمالا با دستور ایشان از سال دیگه گروههای بین المللی هم به همراه گروههای استان قراره به رقابت تنگاتنگ بپردازند چه شود واقعا آدم خوشحال میشه انقدر پیشرفت سریع رو میبینه

راستی نگفتم در جشنواره فیلم که همونطور که مطلع هستید بین المللی هم بود مهمانان خارجی عزیز این جشنواره آنقدر درگیر فضای هنری بودند که اصلا در هیچ یک از سالنها نمیتوانستند حضور بهم رسانند و مهمانان خارجی اکران نیمه خصوصی فیلمها رو میدیدند احتمالا اگه از سال دیگه جشنواره تاتر بین المللی در همدان برگزار بشه گروههای نمایشی باید چندین اجرا داشته باشند چون آنطور که از ظواهر امر پیداست خارجیهاباید در محیطی جدا از داخلیها آثار هنری را ببینند و چه بسا ممکن است برای اینکه احساس غریبی هم نکنند چند نفر از کارمندان اداره ارشاد(مثل جشنواره فیلم) و استانداری و حراست که جملگی به چند زبان بین المللی مسلطند آنها را همراهی کنند و عمل دیلماژیشن که همان ترجمه هست رو برای دوستان خارجی انجام بدهند

(علت استفاده از کلمه فوق همدانی ذیل اینست که چون لهجه اکثر این دوستان محلی است و زبانهای فوق را با همان لهجه صحبت میکنند به جای استفاده از translation  از دیلماژیشن استفاده کردیم)

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1387/08/06 و ساعت 2:55 قبل از ظهر |
هر دفعه که میرم اداره و میام کلی مطلب واسه نوشتم گیر میاد به خاطر همین هم بود که مدتهاست چیز تازه ای ننوشتم مهم ترین خبر دیگه اینه که

محمد جواد کبود آهنگی کارشناس تاتر همدان باز نشسته شد

صمیمانه میگم آقا جواد خسته نباشی انصافا پرونده کاریت وزنه مثبتش سنگین تره حداقل من اینجوری فکر میکنم امیدوارم که به جای بازنشستگی پاشی سر پا و دوباره کارهای خوب بکنی کارهایی مثل

 مرگ یزدگرد -شب بیست و یکم ـ معرکه در معرکه ـ بلبل سرگشته و خیلی کارهای خوب و حرفه ای که قبلا میکردی

راستش دوست داشتم حضور ذهن داشتم و حسابی راجع به آقا جواد کبودرآهنگی براتون مینوشتم ولی فقط یادمه که از سال ۷۰ که من اومدم تو تاتر ایشون بوده تا ... ایشالله ۱۰۰ سال دیگه

حقیقتا هم تنها کسیه که تو همدان من ازش چیزی یاد گرفتم خیلی هم با هم جنگیدیم خیلی هم روزهای خوشی داشتیم  تا سال ۱۳۸۰ که من تو گروهش بازیگر بودم خیلی درسها خواسته و نا خواسته بهم داد و بیشترین چیزی که میتونم بگم اینه که

                                       واقعا یه تاتریه

و درد بچه های تاتر رو میفهمه هر چند یه موقع هایی خودشو به اون راه میزد ولی فکر میکنم همه دوستش دارن  مخصوصا حالا که بازنشسته شده احتمالا خیلی هم بیشتر دوستش خواهند داشت

   و در آخر اینکه              خسته نباشید

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1387/08/04 و ساعت 4:20 قبل از ظهر |
دیروز بعد از مدتها رفتم اداره ارشاد روز قبلش چند تا گروه بازبینی استانی داده بودند نمیدونم چرا خیلیها انتظار داشتن من امسال کار کنم خلاصه فضا بر عکس اون سالهایی که ما( گروه نیلوفر) کار میکردیم به طرز قابل ملاحظه ای یخ کرده بود. اصلا انگار نه انگار اتفاق مهم جشنواره استانی در شرف انجامه

خیلی آروم رفتم تو اداره چند نفری هم که از دور منو دیدند یه نگاهی کردند قیافشون معلوم بود که میگن ای بابا این چی میخواد اینجا باز

تا اونجایی که من خبر دارم امسال  آقایان کیانوش بهروز پورـ فرزاد و فرهاد لباسی - مهدی چایانی در جشنواره کار دارند عجب ... ۹۰٪ بازیگران آماتورهایی هستند که در اولین تجربه به جشنواره استانی میروند باز هم عجب  از اینکه امسال هیچکس از دوستان اون سالها کار نکردند

احمد بیگلریان ـ نیما بیگلریان - آرش عباسی - پیمان دانشمند  و خیلی از دوستانی که سالها برای این استان مقام و افتخار کسب کردند نبودند و در واقع میدان خالی مونده یه جوریم شد حالم بد شد گفتم یادش به خیر احساس کردم اوه چقدر پیر شدم که این جمله به ذهنم اومد یادش به خیر تازه ۲۶ سالمه ولی انگار نود ساله شدم

دوستانی که هر کدوم تو گروهشون بازیگران ـ نویسندگان - طراحان و ... متعددی به صورت حرفه ای یا نیمه حرفه ای کار میکردند دیگه نیستند انصافا تاتر ما به کجا میره؟؟؟

میترسم از سال دیگه که همین چند نفری هم که موندن نباشن دلم واقعا گرفت

به این فکر کردم که یعنی همه نا راضی اند ؟؟ پس این چند نفر باقی مونده چی؟

چی شده که دارن کار میکنن؟ خیلی دوست داشتم برم جلو بپرسم استاد فلانی چرا با این شرایط کار کردی؟ بگو شاید منهم کار کردم دوباره شاید دلم اومد همه چیو بزارم زیر پام و بگم بابا ۶ ماه دیگه وقت میزارم برای دلم برای عشقم برای تاتر

پیش خودم گفتم نکنه ما جا خالی کردیم و کم آوردیم ؟؟؟

یه هفته قبل یکی از دوستام گفت امسال جشنواره دیدنی میشه هیچکس نیست پسر  باز همون موقع هم یه جوریم شد دوسال که ایران نبودم بعدش هم که اومدم چرا کار نکردم؟ وای انگار همین دیروز بود که افسون معبد سوخته رو کار کردیم یا بازی بزرگان با بازیهای خوب بچه های گروه تالار فجر رو منفجر کرد یا... خاک و خون که هنوز اجرا عموم نرفته

رفتم امروز طبقه پایین خونمون یه اطاق دارم که پر از آکساسواره کارهای قبلیه یه اطاق پر ،موندم خدایا یعنی باید اینها رو موزه کنم ؟ یا باز هم ازشون استفاده میکنم؟

حتی امسال یه دعوت زبانیهم نشد که مثلا فلانی منتقد میخواهیم یا عکاس میخوایم یا بیا برای ویژه نامه کمک کن هیچ ولی عین خیالم نیومد تا دیدم ای بابا هیچکس نیست  مثل اینکه مهم هم نیست که هیچکس نیست

یکی بود یکی نبود قصه تاتر همدان به هیچکی نبود رسیده

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1387/08/04 و ساعت 4:9 قبل از ظهر |
و اما هم اینک :

حقیقتش الان مشغول نوشتن نمایشنامه آدم و حوا هستم

چند نمایشنامه دیگه هم دارم که امیدوارم یه روز کار بشه از جمله: کشتی وولف اند لیون ـ طویله ـ تک الماس - نفس مصنوعی -تولد بابا بزرگ - خصم - راهبه تپه جولجتاـ

باور کنید تا همین الان که این مطلب رو نوشتم نمیدونستم اینهمه نمایشنامه کار نشده دارم

البته قرار بود برای جشنواره های مختلف بدم اینها رو ولی نمیدونم چرا دیگه دستو دلم به کار نمیره مخصوصا تو همدان

اعضاء مهم گروه هم هر کدوم مشغول یه کاریه

امیر عزیزی: تدوینگر               لیلی عباسی: انیماتور                  حامد ترابی:ماسک و عروسک

راضییه پاشایی: تدریس          سیما پی نبرد: تحصیل

مسعود دولتیاری: کارهای همیشگی و همه فن حریف                 امیر توحیدی : مربی شنا

 سیامک مخزنی: سربازی                                حمید ترابیان: سربازی

خودم هم که فعلا همه کاره و هیچ کاره شدم تا ببینیم بعدا چی میشه

حالا در نظر بگیرید برای دوباره کار کردن چقدر مشکل دارم شما جای من بودین با این وضع بودجه روتون میشد اعضا رو جمع کنین؟

چندتا فیلم نامه هم دارم  که البته غیراز قلعه هفت حصار بقیه ا ش همینجوری خاک میخوره

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1387/07/29 و ساعت 4:27 قبل از ظهر |
 ......................................................................................................................................

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1387/07/28 و ساعت 0:9 قبل از ظهر |
سلام سال نو مبارک راستش این آخرها آنقدر درگیر بودم که نمیتونستم سر بزنم البته یه ذره هم بی حوصلگی حادث شده بود

در ابتدا باید از شهرام بزرگی عزیزُ امیر عزیزی بزرگُ ریحانه خانم و الهام و دیگران تشکر کنم به خاطر همدردی و سر زدن به ما

راستش از اونجایی که من یه مدت کار نکردم خیلیها فکر میکنن مردم یا چیزیم شده که خب باید بگم نه عزیزان فعلا که زنده ام و سر حال ولی خیلی حوصله تاتر کار کردن تو این شرایط رو ندارم .

چرا؟

چراش معلومه خب اولا بودجه که هیچ شرایط یه جوری شده که باز هم قربون دو سال پیش که کار میکردیم چند روز پیشها به همراه یکی از دوستان قدیمی برای دیدن تاتر رفتیم انقدر فضا بد بود که من با عذر خواهی فراوان از کارگردان نتونستم بیش از ۵ دقیقه رو صندلی بشینم و سالن رو قبل از شروع تاتر ترک کردم

نمیدونم چرا ولی حس کردم فضا فضای سالمی نیست خلاصه اینکه داشتم گول میخوردم که دوباره امسال آستین بالا بزنم و همه سختیها و توهینها و بی پولیها رو به جون بخرم و یه کار جدید شروع کنم که البته چند تا هم نمایشنامه خوب دارم که زمانی که ایران نبودم نوشتم و چند تا دیگه هم تو این مدت که برگشتم ولی حسش نیست به خدا

بچه های گروه و خیلیهای دیگه هم دوباره میگن فلانی بیا کار کنیم حالا میفهمیم گروهمون چی بوده و چه ارزشی داره اونروز رو من گول میخورم و میرم به سمت پرینتر که نمایشنامه ها رو چاپ کنم ولی یه دفعه یه صدایی میگه ای بابا تو دیگه کی هستی ؟ چقدر پوست کلفتی

الان دیگه خیلی به صحنه نمیتونم فکر کنم هر چند همیشه حواسم به صحنه اس ولی نمیشه دیگه چیکار میشه کرد

تازه این دو سالی هم که کار نکردم دیگه انگار غیر از رفقا کسی ما رو نمیشناسه و فراموش شدیم رفت...

 

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1387/01/04 و ساعت 3:50 قبل از ظهر |
                 انا لله و انا علیه الراجعون  

با نهایت تاثر درگذشت نا به هنگام جوان ناکام هنرمند

 

و  دوست دلسوز و همکاری ارجمند

                    علی رجبی

 را به اطلاع دوستان و آشنایان میرسانیم

                                روحش قرین رحمت پروردگار باد

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1386/09/11 و ساعت 10:5 بعد از ظهر |
بعله دیروز با دعوت یکی از دوستان به دیدن نمایش رفتم کاری از صادق عاشورپور با نام                کچل پهلوان

هر چند میدانم که منتقد همیشه آدم مخالفی به نظر میرسه و دشمن هم پیدا میکنه ولی از آنجا که من نظراتم را همیشه واضح عرض کردم نقد کوتاهی برای این نمایش خواهم نوشت

در ابتدا عرض کنم باز هم همان فرم همیشگی و در هم و بر هم با یکسری نا بازیگر و علاقه مند ذهن را از تاتر حرفه ای این چنددهه دور میکند پرده باز میشود و شلوغی شهر را با ۲۷ نابازیگر به انضمام چند نقطه ... در بروشور شاهد بودیم که من نمیدانم این چند نقطه یعنی چه ؟شاید منظور این است که باز هم جا برای نا بازیگران هست هر که خواست وارد شود شاید هم منظور دیگری بود که دقیقا نفهمیدم شاید هم منظور اضافه شدن جمع اندک تماشاچیان به نا بازیگران بود که البته این حرف را من در دهان گروه اجرایی گذاشتم که انشالله اینطور بوده

 لباسهای این عده به واقع مردم خیلی  جالب بود و اولین چیزی بود که تو ذوق میزد  هر چند بخاطر نوع دیالوگها و قلیان نمایش به  دوران قاجار باید باز میگشت ما از دیدن شلوار لی و عینک طبی جدید مشعوف بودیم لباسها هر کدام از یک سلیقه بر میامد و این نشانگر این بود که این نابازیگران لباسهایشان را هم خودشان آورده بودند هر چند در بروشور نام (هادی لایقی و جمشید حسینی ) به عنوان طراح لباس میدرخشید که آورده شدن این نامها ما را بیشتر از پیش مشعوف این دقت نظر میکرد

در طراحی لباس شخصیتهای اصلی هم به همچنین غیر از لباس بزرگ بانو که آن هم به علت ورود با قلیان به صحنه دوران قاجار را تداعی میکرد هیچ نشانه ای از زمان و تاریخ وقوع نبود هر چند در قسمتهایی تماشاچی به شبهاتی نیز دچار میشد بعله اینها همه فقط مال لحظه اول باز شدن پرده بود

سپس فرمی شلوغ و نگاه کردنهای زیر زیرکانه بازیگران به تماشاچیان و راه رفتنهای مارپیچ از لای یکدیگر صحنه را به هیچ چیز شبیه نمیکرد هرچند قرار بود بازار شهر را تداعی کند یا یک معبر مهم در شهری قدیمی را اما اصلا نمایشی نبود و من که در ردیف جلو نشسته بودم گه گاه صحبتهای امروزی هم به راحتی میشنیدم این صحنه معرفی شخصیتها بود که خوب من یکی که شوکه شدم اشکال کار این است که اگر از اول نمایشی تماشاگر را نا فهم فرض کنیم مجبوریم تاآخر هم همین روند را دنبال کنیم بگذریم از طراحی لباس هر چه بگویم کم گفتم پس دیگر پرونده اش بسته طراحی صحنه هم که همان آقایان (لایقی و حسینی ) بودند نیز هماهنگی خاصی با طراحی لباس و نیز عدم هماهنگی خاصی با نمایش و کلا فلسفه طراحی ها ی صحنه و لباس داشت و حتی در صحنه دوم صندلی از زیر بازیگر نقش شاه در رفت و منجر به شکستگی دست او شد که البته این از ضعف بازیگر هم نشات میگیرد که کنترل در صحنه را از دست میدهد اما بیشتر ما یقه طراح صحنه را میگیریم که با یک ضریب ریسک بالا یک صندلی را روی چند پودس نهاده تا صندلی شاه بر آن قرار گیرد  بقیه را در ادامه  مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1386/09/04 و ساعت 1:11 بعد از ظهر |
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

راستش آنقدر از صحنه و حال و هوای تاتر دور افتادم که غریبیم میشه به وبلاگ خودم سر بزنم حقیقتش یه مدتی گفتم بی خیال هر چی گذشته و رفتم به کلاسهای طراحی صحنه ای که خانم نرمین نظمی تو مجتمع فرهنگی ارشاد همدان تشکیل داده بود مطالب فوق العاده خوب و جذاب بود ولی همینکه از تو اطاق میومدم بیرون یاد و خاطره انچه گذشت از سر میگذشت و افسوس میخوردم به حال هنرمندانی که تو شهرستان با قرارداد های ۳۰۰ هزار تومانی تاتر میسازند و زخم زبانهای برخی مسولین را هم باید تحمل کنند

و چه جالبتر آنکه اگر قبلا دوستانی بر حسب وظیفه به هنرمندان شهر ما توهین میکردند امروزه دیگران هم تشر های خود را هر از چند گاهی دریغ نمیکنند خدمتتون عرض کنم که اداره ارشاد همدان در نوع آوری یا طرحی که نمیدونم اسمش رو چی باید گذاشت اقدام به جداسازی ارشاد استان از شهرستان کرده این اقدامات شاید در جهت ایجاد اشتغال برای برخی جوانان نور چشمی یا دادن برخی فرصتها بوده ولی برای هنر که گمان نکنم فایده ای داشته باشه

در واقع مثلی هست که میگه ((مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه))

با یکی از دوستان لرستان حرف میزدم و میگفت که ما میخواهیم که این اتفاق بیافته و ارشاد شهر از استان جدا بشه که از تعجب شاخی بر شاخ های قبلیم افزوده شد

راستش رو بخواهید این ۶ ماهی که برگشتم ایران از تمام طول عمرم با تاتر بیگانه تر شدم

هر چند فعالیت هنریم قطع نشده ولی خب بعضی موقع ها دلمون میگیره که ای بابا ما مگه از دنیا چی میخواهیم غیر از این که سالی یکی دوتا کار تاتر بی دغدغه انجام بدیم و تو این هنر بی فروغ ایران دست و پا بزنیم تا حضرت عزرائیل بیاد و خلاصمون کنه  ولی از طرف دیگه میبینم اقا هنر برایه سازندگی و فرهنگ و اعتلای روح بشری و اینهاست که ما والله تو این چند سال غیر از زیر آب زنی و دروغ و تزویر و فحش و بدو بیراه چیز دیگه ای ندیدیم البته چند تا لوح تقدیر هم بهمون دادن که باز هم بعدش از هنرمندان دیگه فحش شنیدیم که در هر حال مثل اینکه غالب هنر تو ایران یا حداقل همدان اینجوری است

من تو اخرین کارم اعلام کردم که این آخرین کاریاست که با این شرایط اینجا انجام میدم وقتی از هند برگشتم دوستانی تو همین وبلاگ یا جاهای دیگه متلک عرض کرده بودن که چی شد باز هم برگشتی و حوشحال شدم که تنها این جمله تو یادها مونده بود

بهر حال من منتظرم تا شرایط بهتر بشه شما هم منتظر باشید

یعنی این فلسفه انتظار کلا چیز با مزه ایه میدونی احساس میکنم ادم رو عین علف خواران ساکت ومتین میکنه

راستی اینو نگفتم که ارشاد همدان هنوز هم رئیس نداره و مسول امور مالی داره سکان این اداره مهم فرهنگی رو میچرخونه (با حاله نه؟؟؟)

 رئیس قبلی که سید اقا حسینی بود بنا به صحبتهای در گوشی مجبور به استعفا شده و اونهم بخاطر برگزاری شور انگیز عملیات ژانگولر و اتش بازی در جشن واره فیلم کودک است

البته همیشه از این صحبتها زیاده و مردم کلا حرف درارن

سید آقا حسینی روحانیه خوش چهره ای بود که راجع به هم چیزهای عالم علم داشت برایه مثال روزی تو جشنواره نمایش نامه خوانی گفت کارهاتون ضعیفه و شروع کرد راجع به تاتر سخنرانی جالبی کرد که من حتی در FTAهم نظیرش رو ندیده  و نه شنیده بودم و بعد از مکث کوتاهی فرمود که کار کودک بکنید تا ما حمایت کنیم و صد البته ایشان بر ایی نظرات یونیسف و دیدگاه های کارشناسانه این صحبت رو کرد

بعله منتظر ادامه مطالب باشید

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1386/07/17 و ساعت 4:5 قبل از ظهر |
بعله چند وقت پیش عرض کردم که قرار خاک و خون را پس از ۲ سال اجرا بریم که فعلا نشده

البته دلایل داره                   (برخی دلایل سانسور شده)

۱.حامد ترابی بازیگر اصلی این کار چشم خورده و مدتی بستری بوده یعنی مریض شده ما همه دعا میکنیم که سریع تر خوب بشه تا بتونیم سریعتر تکلیفمونو با این کار پر حادثه خاک و خون تموم کنیم

۲.با اینکه دوندگیهایی برای اجرا در سالن همیشه فجر همدان کردیم هنوز هیچ یک از مسولین پاسخ شفافی به ما ندادند

۳.والله با این طرز قرار دادهای همدان یاد مثل سری که درد نمیکنه دستمال نمیبندند میافتم

۴.با اینکه خیل مشتاقان پشت در سالن صف بسته اند ولی چشمم آب نمیخوره موقع اجرای نمایش کسی بخواد بلیط بخره

۵.امیر جون نیست اجرا اصلا مزه نمیده

۶.دکورهای اجرای ۲ سال پیش بکلی نیست و نابود شده

۷.هنوز تکلیف من با یکسری از دوستان اداره ارشاد یکسره نشده ولی هنوز ممنوع الکار نشده ایم که ایشالله با پارتی بازی میخوام حکمشو بگیرم

۸.همه یادشون رفته که چرا من با اداره درگیر شدم ولی خوب یادشون هست که شدم

۹.(در حاشیه)دوستی گفته بود خوش صفت دیگه دورانش تموم شده  باید بگم خوش صفت فقط ۲۶ سالشه عزیزم

۱۰.پول نداریم فعلا یعنی در واقع چون تمام کارهام به تهیه کنندگی خوانواده انجام میشد و معمولا بودجه بر نمیگشت و سن ما هم به ۲۶ رسیده رو ندارم از پدرو مادر عزیزم طلب پول برای اجرا نمایش و حرکات فرهنگی کنم ایشالله بعدا که بودجه اداره ارشاد همدان کفاف کار هنری را داد اقدام خواهیم کرد

۱۱.رییس ارشاد شهرستان همدان(ابو ترابی) طی خطابه ای به یکی از کارگردانان بی سر و صدا و طفل معصوم تاتر همدان (ف ـا)گفته بود که ما سالن را به هنرمندها میدهیم و تاتریهاهنرمند نیستند البته این هنردوست عزیز پیشتر به برو بچه های موسیقی هم همین دلگرمی ها را داده بود (پیدا کنید هنر دیگری که احتیاج به صحنه و امکانات سالن داشته باشد)در نتیجه گویا سالنی را که بودجه ساختش خونه دل هنرمندان بوده برای عملیات ژانگولر تدارک دیده اند که پیشتر از این هنر دوست و ورزشکار عزیز کمال تشکر را داریم انشالله خداوند توفیق روز افزون حاصل کند

۱۲.بودجه تاتر همدان بین سیصد الی ششصد هزار تومان است

۱۳. هنوز اداره ارشاد همدان بعد از رفتن مدیر فهیم قبلی حاج آقا حجه الاسلام  سید اقا حسینی مدیر ندارد و بصورت فرمانداری کل عمل میکند اما مبدا و مرجعش کجاست ما که نمیدانیم  

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1386/06/27 و ساعت 5:3 قبل از ظهر |
سلام با عرض معذرت از اینکه دیر جواب میدم خیلی درگیر بودم

سهیل جون من هم خوشحالم که با شما آشنا شدم

لیلوا جان مرسی از شعر قشنگت

یاری عزیز:شما خیلی لطف داری

م ـب:همونطور که میدونی من واضح صحبت میکنم واضح صحبت کن تا شاید با هم کنار اومدیم

پی کی عزیز:شما کجا زندگی میکنی بگو تا بهتر راهنماییت کنم

باز هم ببخشید که دیر جواب دادم

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1386/05/23 و ساعت 4:17 قبل از ظهر |
مسوول گروه نمایش فرهنگسرای نیاوران از بازبینی تعدادی نمایش كودك و بزرگسال برای اجرا در سالنهای این مجموعه خبر داد. مژگان فرح آور مقدم در گفت وگوبا ایسنا، درباره برنامه های این مجموعه هنری، گفت: در حال حاضر سه نمایش را مورد بازبینی قرار داده ایم و چند نمایش دیگر هم در نوبت بازبینی تالارهای نمایشی این مجموعه قرار دارند كه امیدواریم به زودی از میان این نمایش ها كارهایی برای اجرا در مجموعه تالار گوشه و خلیج فارس انتخاب شوند.» وی از آغاز دوره جدید جلسات نمایشنامه خوانی فرهنگسرا خبر داد و افزود: «اولین برنامه نمایشنامه خوانی فرهنگسرا طی روزهای ۲۶ و ۲۷ خرداد برگزار می شود كه فعلا منتظر دریافت مجوز متن این كارها هستیم.» وی اضافه كرد: «این دوره از جلسات نمایشنامه خوانی باموضوع كمدی است و در فضای باز فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.»
+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1386/03/19 و ساعت 2:29 قبل از ظهر |
نخستین جشنواره‌ی استانی موسیقی ایران در همدان برگزار می‌شود.
این جشنواره كه به‌مناسبت سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در دو بخش تك‌نوازی و گروه‌نوازی برگزار می‌شود.
حوزه‌ی هنری استان همدان، نخستین جشنواره‌ی استانی موسیقی را با عنوان ترنم برگزار می‌كند.
علاقمندان می‌توانند آثار خود را به‌صورت كاست یا لوح فشرده تا ۲۰ تیرماه سال جاری به حوزه‌ی هنری استان همدان ارسال كنند.
مراسم پایانی این جشنواره، همزمان با میلاد با سعادت حضرت علی (ع) اجرا خواهد شد
+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1386/03/19 و ساعت 2:28 قبل از ظهر |

اما امسال هم چتر سینمای ایران در بازار جشنواره كن گشوده شد تا موسسات سینمایی فیلم‌های ساخته شده خود را در معرض دید خریداران خارجی بگذارند. بازار كن در حال حاضر بزرگترین بازار بین‌المللی فیلم و در عین حال فرصت مناسبی برای بازاریابی فیلم‌های داخلی است.
سینمای ایران امسال با ۱۷ فیلم در ویترین كن حضور پیدا كرد. هر چند كه امكان حضور همه فیلم‌های ایرانی در این بازار فیلم برابر است اما نباید فراموش كرد كه فیلم‌های ایرانی حاضر در این بازار، نماینده و معرف سینمای ایران هستند. اما آیا فیلم‌های ارائه شده به بازار كن آثاری بودند كه مخاطب غیرایرانی هم بتواند با آنها ارتباط برقرار كند؟
در این میان معیار حضور فیلم‌ها در بازار كن چیست و آیا فیلمی به صرف فراهم شدن شرایط جدای از كیفیت و محتوا، می‌تواند در این بازار حضور پیدا كند؟ در انتخاب فیلم تا چه حد نظرات كارشناسی اعمال می‌شود؟
بسیاری معتقد بودند فیلمهایی كه در این دوره به بازار كن راه یافتند چندان مناسب مخاطب بین‌المللی نبودند، اگر این عقیده درست است چه چیز باعث رخ داد آن شده است و معیارهای فیلمی با مخاطب بین‌المللی چیست؟
امسال سینمای ایران در بازار فیلم كن حضور قابل توجهی داشت. هنوز زمان برای قضاوت در مورد نتایج این حضور زود است. كارشناسان و اهالی سینما هم در این رابطه نظرات متفاوتی دارند. عده‌ای معتقدند فیلم‌های ارائه شده در بازار كن، مقدمه‌ای برای شركت در جشنواره‌های معتبر به دست آورده‌اند و برخی هم تركیب نمایندگان سینمای ایران در بازار فیلم را چندان نمی‌پسندند و معتقدند برای حضور پربار در این عرصه، نیاز به نمایندگان شایسته‌تری است.
عبدالرضا كاهانی كه امسال با فیلم «آدم» در بازار فیلم كن حضور داشت با این عقیده كه فیلم‌های ایرانی حاضر در بازار كن، امسال چندان مناسب مخاطب خارجی نبودند موافق نیست و در دفاع از فیلم خود می‌گوید: مطمئناً در مورد فیلم «آدم» نظرها این‌گونه نیست. هر چند كه معتقدم یك فیلم برای حضور جهانی باید اشل جهانی داشته باشد.
بسیاری از فیلم‌های ایرانی شایستگی حضور در این بازار را دارند و فیلم «آدم» به خاطر خاص بودن موضوع و فضا و قصه این قابلیت را داشت و البته تاكنون مدیران فستیوال‌های ونیز، لوكارنو و بوسان كره‌جنوبی، صحبتهای مقدماتی را برای حضور «آدم» در این جشنواره‌ها انجام داده‌اند.به اعتقاد كارگردان «آدم»، سینما یك هنر فرامرزی است و حرف، فضا، ساختار و كیفیت فیلم باید جهانی باشد. فیلم باید نو و بدیع باشد.
البته نظر كارشناسان خارجی در این میان مهم است هر چند بازاریابی ما هنوز به سطح عالی نرسیده، اما در حد قابل قبول تجربیاتی كسب شده و باید بپذیریم فیلم‌های ایرانی كه تاكنون در فستیوال‌های خارجی شركت كرده‌اند توسط همین بازاریاب‌های بین‌المللی معرفی شده‌اند.
البته خود فیلم باید پتانسیل مطرح شدن در سطح جهانی را دارا باشد.در پایان این كارگردان معتقد است شانس حضور در بازار فیلم كن برای همه فیلم‌ها بطور یكسان وجود دارد و هر متقاضی می‌تواند از این فرصت استفاده كند. مسئله مهمتر از حضور در بازار كن، حضور فیلم‌های ایرانی در بخش رقابتی جشنواره است كه متاسفانه امسال میسر نشد.
محمد اطبایی، مدیر امور بین‌الملل خانه سینما نیز در مورد حضور فیلم‌های ایرانی در بازار فیلم شصتمین دوره جشنواره كن معتقد است: وقتی سینمای ایران هیچ نماینده‌ای در بخش‌های اصلی جشنواره ندارد، خلأ حضور سینمای ایران در این جشنواره احساس می‌شود.این خلأ باعث می‌شود توجه رسانه‌ها و به دنبال آن توجه خریداران فیلم یعنی بخش اقتصادی این موضوع نیز كمرنگ شود چون توجه اولیه معمولاً به فیلم‌هایی است كه در بخش‌های مختلف جشنواره به نمایش درمی‌آیند.
اما بازار فیلم كن مهمترین بازار فیلم دنیاست و خوشبختانه بنیاد سینمایی فارابی امسال چتر سینمای ایران را برپا كرد و در این چتر غیر از فارابی، انجمن سینمای جوانان ایران، موسسه سینمایی سوره، كانون پرورش فكری، موسسه شهید آوینی، مركز گسترش سینمای مستند و تجربی از سوی سازمانهای رسمی و دولتی و در بخش خصوصی، بامداد فیلم و برخی پخش‌كننده‌های مستقل حضور داشتند و به بازاریابی فیلم‌ها پرداختند.
این پخش‌كننده معتقد است برای اینكه به برآیندی از استقبال از فیلم‌های ایرانی این دوره برسیم باید كمی صبر كنیم، چون فیلم‌ها ابتدا باید در فستیوالهای خارجی نمایش داده شوند و بعد از معرفی به دنبال بازار فروش باشند. چون فیلم‌های ایرانی قابل قیاس با فیلم‌های مطرح هالیوودی نیستند كه نیاز به بازاریابی نداشته باشند.
فیلم‌هایی كه توسط كارگردانان مطرح سینما ساخته می‌شوند حتی قبل از ساخت پیش‌فروش می‌شوند. به عنوان مثال وقتی عباس كیارستمی به تهیه‌كنندگی شركت فرانسوی MK۲ در تدارك ساخت یك فیلم است فیلم طی یك كنفرانس معرفی می‌شود و همان موقع بسیاری از شركت‌های پخش آن را پیش‌خرید می‌كنند.
اما در مجموع فیلم‌هایی كه در این دوره بازار كن به نمایش درآمد با توجه به كیفیت و ساختار، اكثراً مناسب مخاطب بین‌المللی نبودند. فیلم‌ها از نظر موضوع و محتوا كاملا مناسب مخاطب ایرانی ساخته شده و تنها مخاطب ایرانی با دیالوگ‌های آن ارتباط برقرار می‌كنند، دیالوگ‌هایی كه نیاز به پیش‌زمینه ذهنی نسبت به مسائل داخل ایران دارد چطور می‌تواند با مخاطب خارجی ارتباط برقرار كنند. هر فیلم خوب ایرانی لزوماً نمی‌تواند با مخاطب خارجی ارتباط برقرار كند.
به اعتقاد این پخش‌كننده، فیلم‌های ایرانی حاضر در بازار كن نماینده سینمای ایران هستند و هیأت انتخابی كه به تماشای فیلم‌ها می‌نشینند، در مواجهه با فیلم‌هایی از این دست ذهنیت منفی نسبت به سینمای ایران پیدا می‌كند. در اینجاست كه لزوم وجود یك تشكل حرفه‌ای احساس می‌شود تا هماهنگی در عرضه فیلم‌ها به وجود بیاید. در گزینش فیلم‌ها با سعه صدر، نگاه حرفه‌ای بهتر است. به منافع ملی سینمای كشور نیز توجه داشته باشیم.
اكشن ایرانی جایی در بازارهای جهانی ندارد.
سعید ابراهیمی‌فر دیگر كارگردانی است كه امسال با فیلم «تك‌درخت‌ها» در بازار فیلم كن حضور پیدا كرد. این كارگردان، «تك‌درخت‌ها» را فیلم مناسبی برای حضور در این بازار دانسته و می‌گوید: «تك‌درخت‌ها» یك فیلم كاملاً ایرانی با فضاها، معماری و سنت‌های ایرانی است. طبیعتا آنهایی كه فیلم را انتخاب كرده‌اند این پارامترها را مدنظر قرار داده‌اند.
به طور قطع سینمای ایران نمی‌تواند در ژانر اكشن فیلمی مناسب بازار جهانی عرضه كند چون در این زمینه بسیار ضعیف است، ما باید فیلم‌هایی را به بازارها و جشنواره‌های جهانی ارائه دهیم كه رنگ و بویی از فرهنگ‌مان را دارا باشند چون سینما، نماینده فرهنگی كشور است.
خارجی‌ها می‌خواهند از فرهنگ بیگانه اطلاعات به‌دست بیاورند.به اعتقاد این كارگردان گاهی اوقات یك فیلم ایرانی كه از لحاظ محتوا و كیفیت فنی و سینمایی چندان قابل قبول نیست مورد توجه مخاطب داخلی قرار می‌گیرد و همین مسأله باعث می‌شود آن فیلم به غلط به بازارهای جهانی راه پیدا كند.
البته وقتی صحبت از بازار فیلم می‌شود منظور این است كه هر محصولی خوب یا بد می‌تواند در این بازار عرضه شود و محصولات در كنار هم قرار می‌گیرند و به دنبال مشتری می‌گردند. اما در محافل فرهنگی وقتی فیلمی به عنوان نماینده یك كشور مطرح می‌شود، بهتر است در انتخاب آن كارشناسی صورت بگیرد تا سوءتفاهماتی در ذهن تماشاگر خارجی فیلم‌های ایرانی ایجاد نشود.
● مسئله كیفیت
بهرام توكلی نیز كه با فیلم اول خود یعنی «پابرهنه در بهشت» در بازار فیلم كن حضور داشت این ادعا را كه فیلم‌های ایرانی حاضر در بازار كن چندان مناسب این بازار نبودند، قبول ندارد و می‌گوید: من نمی‌دانم منظور از فیلمی با معیارهای بین‌المللی چیست چون وقتی فیلمی برای مخاطب داخلی ساخته می‌شود عده‌ای می‌گویند چرا این فیلم را به بازارهای جهانی می‌برید و وقتی فیلمی به اصطلاح با معیارهای بین‌المللی ساخته می‌شود فیلم را محكوم می‌كنند به این‌كه جشنواره‌ای است.
البته این پارادوكس ایجاد شده از آدم‌ها نشأت می‌گیرد و نه از فیلم. اما در مجموع به اعتقاد من فیلم باید بومی باشد و هر فیلم خوبی می‌تواند در بازارهای بین‌المللی شركت كند و البته تعیین خوب بودن فیلم‌ها سلیقه‌ای است.
كارگردان «پابرهنه در بهشت» فیلم خودش را چندان مناسب بازارهای خارجی نمی‌داند و معتقد است این فیلم به دلیل پردیالوگ بودن با مخاطب غیر ایرانی به سختی ارتباط برقرار می‌كند و موضوع آن نیز به دلیل این‌كه بر پایه كلیات بنا نشده است برای مخاطب جهانی چندان قابل درك نیست.
او در توضیح این مسأله می‌گوید: موضوع فیلم من دینی است و به جزئیات پرداخته است به همین دلیل به سختی با مخاطب خارجی ارتباط برقرار می‌كند. اما برای حضور بین‌المللی فیلم‌ها مهم‌تر از هر چیز نحوه فعالیت پخش كننده و بازاریاب است. گاهی اوقات بعضی فیلم‌ها كه در ایران چندان مطرح نبودند به جشنواره‌های خارجی رفتند و باعث تعجب هم شدند.
اما هیچ‌وقت فیلمی از اساتید سینما همچون بیضایی و مهرجویی در جشنواره‌های خارجی مطرح نمی‌شوند چون برای آنها بازاریابی نمی‌شود. پس در این موارد باید دلایل را در جایی خارج از كیفیت و محتوای فیلم‌ها جست‌‌وجو كنیم.
كارگردان «پابرهنه در بهشت» معتقد است نكته مهم در این بحث این است كه بسیاری فیلم‌سازان معتقدند وقتی هیچ فیلم ایرانی برای رقابت در جشنواره كن برگزیده نمی‌شود بهتر است حضور در بازار كن را هم تحریم كنیم كه این عقیده درستی نیست. حضور در كن به هر شكلی كه باشد باید تقویت شود تا نتایج بهتری در جشنواره‌های خارجی كسب كنیم.

 


 
+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1386/03/19 و ساعت 2:28 قبل از ظهر |
سلام دوستان عزیز

حقیقت تو فکر اجرا عمومی عشق خاک تو همدان افتادم از دو سال پیش که پرونده این کار موقتا بسته شد بدلایلی که کماکان میدونین الان ۱ ذره حوصله داریم گفتیم اجرا بریم شاید یه تجدیده خاطره شد و ... با تمام مشکلاتی که برایه اجرایه یه همچین کاری تو همدان هست ولی خوب دیگه تصمیمشو گرفتیم حالا تا ببینیم سر چندر غاز بودجه به توافق میرسیم یا نه اگر هم از شهرهایه دیگه هر کس خواست بیاد بگه تا ترتیب اقامتشرو تو همدان بدیم

خوشحال میشم

خداحافظ

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 4:45 قبل از ظهر |
شرایط عضویت در كتابخانه مجموعه "تئاتر شهر" از سوی مدیر این كتابخانه، اعلام شد .
شرایط عضویت در كتابخانه مجموعه "تئاتر شهر" از سوی مدیر این كتابخانه، اعلام شد .
"كیوان نخعی" مدیر كتابخانه "تئاتر شهر" اعلام كرد ، كلیه دانشجویان، هنرمندان و علاقه مندانی كه تمایل به عضویت دوره جدید فعالیت كتابخانه مجموعه "تئاتر شهر" در آیند , می توانند در ساعات اداری با مراجعه به كتابخانه "تئاتر شهر" و ارایه مدارك لازم برای عضویت ثبت نام كنند .
بر اساس این گزارش , متقاضیان می توانند با ارایه معرفی نامه از سوی دانشكده ها , آموزشگاه ها ، مدارس تئاتر , خانه تئاتر , هنرمندان ایران , حوزه هنری , انجمن ها و سازمان های مرتبط با تئاتر و ارایه دو قطعه عكس , یك برگ كپی شناسنامه و پرداخت حق عضویت به مبلغ دویست هزار ریال عضو كتابخانه مجموعه "تئاتر شهر" شوند و از خدمات جدید این امكان استفاده كنند.
لازم به ذكر است، كتابخانه "تئاتر شهر" از ۹ تا ۱۶ ( به جز پنج شنبه و جمعه ) پذیرای علاقه مندان است .
+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1386/02/28 و ساعت 6:41 بعد از ظهر |
حقیقتش رو بخواهید بارها شنیدهایم که تاتر یک هنر مردمی است ولی در عمل ما چیزی از مردمی بودن این هنر در ایران نمیابیم

هنر مردمی و یا هرچیزه دیگره ردمی پشتوانه مردمی هم  دارد که خب خوب میدانیم برایه تاتر این پشتیبانی وجود ندارد

مثلا اگر تاتر تعطیل شود چه کسی اعتراض میکند البته ما با کلان شهر تهران کاری نداریم که کلی دانشجو و فارق التحصیل این رشته را دارد ما بیشتر با شهرستانها کار داریم

خب حالا باید به این فکر کنیم که وقتی هنری مردمی نیست پس چیست؟؟؟؟

در اداره ارشاد و حوزه هنریها معمولا به تاتر پرداخته میشود ولی به چه صورت؟؟جشنواره ها موضوعی میشوند یعنی جایی برایه خواسته  مردم نیست پس این هنر اشرافی شده یعنی به هر حال مربوط به یک طبقه خاص است که این طبقه از قشر اعم مردم نیست

i am

(بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1386/02/03 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |
سلام دوستان ما برگشتیم

در بدو ورود با نمایشگاه زیبایه ماسک که حامد ترابی برگزار کرده بود مواجه شدم که جایه بسی خوشحالیست

جناب دکتر بهروز غریب پور هم لطف کرده بودند و تشریف آورده بودند که باید بگم باید دستشونو بوسید که زحمت راهرو با وجود تمرینهایه سخت نمایش مکبث بر دوش کشیدند و تشریف آوردند همدان

این در حالیست که مدیر کل ارشاد همدان حتی برایه دیدن استاد و خیر مقدم هم قدم رنجه نفرمودند و از ارشاد فقط مسئول حراست تشریف آورده بود که دسته ایشونرو هم میفشاریم

از طرف دیگر هزینه ۱میلیون تومانیه نمایشگاه و ساخت عروسکها را حامد ترابی از جیبش پرداخت کرده  و وقتی برایه دعوت و احترام گذاشتن به ارشادیها کارت دعوت برده بود ابو ترابی مسئول ارشاد شهرستان همدان شاکی شده بود که چرا اسم ارشاد در پوستر نیست و اگر این این اسم زیبا را اضافه نکند نمایشگاه را تعطیل خواهد کرد

mask

عجبا روزی می پنداشتیم تنها حامی هنرمندان ارشاد هست که البته بود  چه روزهایه خوبی بود آن روزها

ولی حالا بزرگترین مشکل ما همین اداره ارشاد است که دیگر نمیدانیم چکارش بکنیم

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1386/01/25 و ساعت 8:30 بعد از ظهر |

modathast keh chizy naneveshtam va alan migam keh zendeh am  shayad mesal shamlo keh dar oropa beh dosti gofteh bod  inja nemitonam sheer begam barayeh man mesdagh nakoneh chon man az bas delam pore hichi neminvisam rasti bacheha sharmandeh keh nemitonam baraton comment bezaram mamolan to vebloghaton nemisheh  finglish comment gozasht vali khob delam baraton tang shodeh ID massenger rahat tareh  Idimo 1 bar digeh migam (art_ajdar@yahoo.com)shayad khastid addam konid  hamatono dost daram va hichvaght khonevadeh kochiko ghashangeh theatre  iran ro faramosh nemikonam  hata inja chand ta matnham neveshtam keh khob fazash ba fazaieh iran joor nist baram axatono imail konin montazeram

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1385/11/21 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |

dostan modathast keh chizy dar in gahnameh nebeshteh nashodeh khastim nebeshteh bashim keh zendeim har chand ahvalateman kheily mohem nist modatha ghabl az in zamani keh man dar iran bodam akhbareh theatre barkhi shahrestanha ra sabt miresandim ta shayad khanevadeh kochak theatre az ahvalath ham ba khabar shavand ama dar haleh hazer hich akhari az theatre mamlekat dar dast nadaram pas ravast har az chand gahii in veblog ra beh akhbar theatre va honar mamleket mozaiian farmaeed ta shayad ma ham beh dejleh oftadeh samareh khabarnegarihayeman ra baz pas girim dar har hal dar kol manzor ezhareh vojodi bish nabod ba tashakor az hamegan keh chashmaneman ra ba horofeh zibayeh parsi navazesh garand hagh yaretan .

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1385/10/19 و ساعت 11:21 بعد از ظهر |
 

سلام به همه دوستان و عزیزان:

 

حقیقت امر اینه که برگزاری جشنواره منطقه‌ای وشرکت تعداد زیادی از دوستان در این جشنواره بهانه‌ای شد که چند خطی توی این وبلاگ سیاه کنیم و با وجود این که میدنیم که جناب صاحب وبلاگ عزیز(خوش صفت) مشغله فراوان دارند و سخت در امر کسب علم قدم می‌فرسایند باز هم از ایشان گلایه‌مند باشیم که چرا ما را از مطالب خویش محروم می دارند و رونقی به این وبلاگ نمیدهند؟khoshsefat

البته همه اینها بهانه‌ای بود که یادی از ایشان کرده باشیم که هر ساله در چنین موقعی با کارهای زیبای خود رونقی به تئاتر می‌دادند و فضای همکاری را بین دوستان ایجاد میکردند به  هر حال یاد و نامشان گرامی باد(البته ایشان در قید حیاط هستند سوء تفاهم نشه) و به امید روزی که مجدد شاهد کارهایی از ایشان باشیم.

 

 امیر از نوع عزیزی

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در چهارشنبه 1385/09/15 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |

سلام به دوستان: اول جواب دوستانی که پي ام گذشتن

 

شهرام جام بزرگي عزيز مرسی از پي ام هات من هنوز هم در حال بررسي ايميلی که دادی هستم نگران نباش اطلاعات دقيق تر رو به زودی برات ايميل ميکنم ok؟؟ راستی تولده وب لاگت هم مبارک مرسی از لينکت

 

محمد رضا مولودي عزيز 1 چيزهايی توی وب لاگ نيلوفر تئاتر و تئاتر نيلوفر و شعرنيلوفری يا همون Poetrynilofar.blogfa هست که همه اين وب لاگها لينک شدن ولی فکر نميکنم زندگی نامه جالبی داشته باشم در هر حال باز هم ممنون از پي ام هاي قشنگت اميدوارم وقتی برگشتم ايران بتونم ببينمت!!!!!

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1385/08/28 و ساعت 6:36 بعد از ظهر |

سلام به همه شرمنده که باز هم مجبور به فينگليش نوشتن شدم چندين خبر از ايران به دستم رسيد که براي بعضی از اونها تبريک و براي بعضیها تسليت عرض میکنم

 

-1 اول خبر مردن جشنوارها در ايران که واقعاً تاسف داره. جشنوارهایی که با سالها خونه دل به رشد امروز رسيدند روز به روز از تعدادشون کم ميشه هر چند همين جشنواره ها هم حرکت خيلی عظيم و بزرگی نبود چرا که با مديريت هاي غلط و غيره هنری روبه رو بود اما باز همينکه بهانه ديدار دوستان رو فراهم ميکرد جاي شکرش باقی بود

hobab

موضوعی کردن جشنوارها از احمقانه ترين حرکت دهه اخير بود چرا که پيامدی غير از نابودي تئاتره کشور را در بر نخواهد داشت ما به اندازه کافی با عدم اقبال عمومی در ضمينه هنر مخصوصاً تئاتره روبه رو هستيم و اين حرکت ميتونه تماشاچي خاصه ما رو هم پراکنده کنه من نميدونم اين مشکلات کی ميخواد رفع بشه امروز ما در کشوری مثل هند که همه اونها رو يک کشور عقب افتاده و فقير ميدونند شاهد رشد عجيبی  هستيم چرا؟؟  برنامه ریزیهایه درست هنری  

 -2خبر قبولي خيلی از دوستان من در دانشگاه هنری و غيره بود که موجبات خوشحالی ما رو فراهم کرد و همين امر کورسويی به آينده است که شايد دانشجويان ما حرکت های هنری را دوباره آغاز کنند در هر حال خوشحالم از شنيدن خبر ازدواج و موفقيت هاي دوستانم از همينجا به همه تبريک ميگم و براشون آرزوي موفقيت ميکنم

اينجا هم هيچ خبره خاصی نيست و يک جمله ضعیف بگم که ملالی نيست به غير از دوري شما !!!!!!!!

 

مطالب بالا توسط آقای خوش صفت به فینگلیسی نوشته شده بود که این جانب جهت رفاه حال خوانندگان آن را به فارسی برای شما نوشتم؟(امیر از نوع عزیزی)

  .

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1385/08/27 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |
                                    تولدت مبارک

این پست توسط یکی از اعضای گروه ثبت می شود برای مدیر گروه و شمارش افراد با معرفت

امیدوارم مشابه چند پست قبلی دیگه نبینیم که احساس تنهایی کرده باشی بچه ها همه به یاد مدیر همیشگی گروه نیلوفر هستند و به این وسیله تبریکات خودشون رو به شما خواهند رسوند امیدوارم سال آینده تولدتون رو در کنار تموم اعضای گروه جشن بگیریم بازم تولدت مبارک

بچه های با معرفت کامنت بذارن و تبریک بگن

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1385/06/10 و ساعت 2:49 بعد از ظهر |
WEBILIX websolutions