تبليغاتX
گروه تاتر نیلوفر
  1. یه روز تو یه جنگلی یه خرگوشه بود که دیگه پیر شده بود و نمیتونست از دست شیره فرار کنه بنابراین تصمیم گرفت برایه اینکه زنده بمونه بره وهر روز  جای لونه یکی از خرگوشهای جوان رو به شیره  بگه تا شیره بره و دلی از عذا در بیاره یه روز که شیره اسهال ناجوری گرفته بود...
  2. یه شیره بود که همیشه از شیرهای جنگلهای دیگه کتک میخورد و کلا شیره ماستی بود ولی هر وقت ضعیف ترها رو میدید سعی میکرد قومپوز در کنه و خودش رو مهم جلوه بده تا اینکه...
  3. یه روز ...
  4. یه شب یه دزدی میره یه جا دزدی و میبینه که تواون خونه ماهواره و مشروبات الکلی هست موقع بیرون اومدن مامورها میگیرنش دزده برایه اینکه خودش رو لوس کرده باشه میگه تو اون خونه چه خبره مامورها دزده رو ول میکنن و میرن تو خونه تا صاحب خونه رو دستگیر کنن که یه دفعه...

حتما دوستانی که منرو میشناسن شاخ در آوردن ولی تو مو را بینی و من پیچش مو شما در ذهن خودتون مختارید این طرحها را هر طور که دوست دارید به پایان برسانید برای من هم بنویسید ضمنا به جای شیر میشود از اسمهای چون فرهاد یا غلام یا هر چی دیگه استفاده کنید من دیگه اشاره نمیکنم منتظرم نظر بدید و به انتخاب خودتون یکیشو تموم کنید

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/07/30 و ساعت 3:34 قبل از ظهر |
جلسه نقد تئاتر ايران، سه شنبه 12 مهردر سينما تك موسسه فرهنگي هنري صبا با شركت برخي از اساتيد حوزه تئاتر برگزار شد. در اين جلسه دو ساعته كه با حضور جمعي از خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي و شبكه‌هاي خبري، برگزار شد، آقايان دكتر محمود عزيزي، دكتر مجيد سرسنگي و دكتر فرشيد ابراهيميان به ايراد سخن و ارائه نقطه نظرات خود در باب تئاتر پرداختند. سخنان دكتر عزيزي درباره تاريخچه‌اي خلاصه از سرگذشت تئاتر كشور در سال‌هاي دور، آغازگر برنامه بود. وي كه علاوه بر سخنران، در سمت مجري اين نشست نيز فعاليت داشت با اشاره به شكل گيري گروه‌هاي تئاتري دولتي در دهه سي، توضيحاتش را اين گونه به سمع و نظر حاضران در جلسه رساند:«بعد از كودتاي 1332 ما شاهد شكل گيري نوعي تمناي دولتي براي حمايت از تئاتري هستيم كه بايد ضوابط آن پذيرفته مي‌شد. وزارت فرهنگ وقت، اطلاعيه‌اي صادر مي‌كند مبني بر اين كه اگر كساني ضوابط دولتي را بپذيرند با تمايل خود مي‌توانند از امكانات دولتي استفاده كنند تا گروه‌هاي خود را راه‌اندازي كنند و اولين گروه‌هاي وابسته به دولت در همان عصر ايجاد شد از جمله گروه آقايان داود رشيدي، علي نصيريان، جعفر والي و ... اين در حقيقت هسته اوليه حمايت دولت از توليد تئاتر بود.»
پس از مقدمه ي نسبتاً طولاني دكتر عزيزي، آن چه به عنوان هدف از اين نشست فرهنگي عنوان شد، ارزيابي كلي و آسيب شناسي تئاتر مطرح شد و اين كه طي بيست و شش، هفت سال اخير، تئاتر در كجاي جريان فرهنگي كشور قرار گرفته و آيا اصلاً لازم هست يك تشكل صنفي تشكيل داده شود يا خير. مجري جلسه با ترسيم منظر عمومي جايگاهي كه سبب توليد تئاتر در كشور شد به رويدادهاي دهه 40، شكل گيري تعداد محدودي سالن‌هاي تئاتر و بررسي و تحليل جريانات تئاتري در آن برهه از تاريخ نيز پرداخت : «از سال 41 كه كلنگ تالار سنگلج زده شد و به وسيله مازاد مصالح تالار وحدت و زميني كه از سوي يك خيرخواه اهدا شده بود اين تالار ساخته شد، سه سال طول كشيد كه اداره تئاتر فعاليت خود را از آن جا شروع كرد. يعني از سال 43 هسته توليد تئاتر با تمناي تئاتر ملي در آن جا پديد آمد. اگر چه آن زمان گروه‌هايي بودند مثل گروه خانم مهين اسكويي يا بعدتر گروه بيژن مفيد كه به شكل مستقل و بي‌ارتباط با دولت هرازگاهي توليدات تئاتري داشتند. اما در واقع در دل همان تشكيلات ـ كه فكر مي‌كنم با آقاي ژانتي آغاز شد ـ تمنا بر حمايت از تئاتر ملي بود، حمايت از تئاتري كه متعلق به اين جامعه است. تا سال‌هاي دوري ما در سنگلج شاهد تئاترهاي غير ايراني نبوديم و بسياري از عزيزاني كه امروز در كنار ما و چهره‌هاي شاخص و ارزنده تئاتر كشور هستند بخشي از تاريخ فعاليت‌‌هاي تئاتري خود را آن جا پديد آوردند كه اين شكل از تئاتر هيچ ارتباطي از نظر ماهوي و ساختاري با تئاتر رسمي دولت كه در تالار اداره تئاتر آماده و در تالار سنگلج مصرف مي‌شد، نداشت. پس از انقلاب اسلامي، بسياري از نهادها شكل گرفتند كه تا حد ممكن تبديل به يك نهاد بسيار ارزشمند شدند و سهمي از فعاليت‌هاي اجتماعي را به خود اختصاص دادند. اما در كنار اين نهادها، به عنوان ارثيه تئاتر، فقط اداره تئاتر باقي ماند كه اين اداره(آن زمان) منفعل است و تمام فعاليت‌هايش به حد صفر رسيده. البته تا يك سال پس از انقلاب هم چيزي در حدود يازده ميليون و هفتصد هزار تومان بودجه مستقل اداره تئاتر بوده كه اين مبلغ بعدتر به مركز هنرهاي نمايشي منتقل مي‌شود و رفته رفته نابود مي‌شود و در نهايت يك اداره تئاتر مي‌ماند و يك رئيس كه قرار است آن جا فعاليت تئاتري بكند!»
دكتر عزيزي در ادامه اظهاراتش مي‌افزايد:«برخي افراد شروع مي‌كنند به فعاليت تا مركز هنرهاي نمايشي به تعريف جديدي مي‌رسد. خب يك سينماي نوپايي وجود داشت كه نيازمند متخصص بود. از طرف ديگر 8 سال دفاع مقدس هم بود. در آن شرايط، سينما بخشي از نيازهاي اقتصادي، فرهنگي و هنري جامعه را به واسطه نيروهاي تئاتري جبران كرد. نيروهاي تهيه كننده آن سينما همه از بچه‌هايي بودند كه اكثراً از فرهيختگان و هنرمندان خانواده بزرگ تئاتر به حساب مي‌آمدند. انجمن نمايش در آن مقطع جز و سزوارترين بخش فعاليت تاريخ معاصر ما بود. چون يكي از اهدافش اين بود كه نيروهاي متخصص وامانده و بي‌ سرپناه را جمع كرده و از امكانات هنري آن‌ها استفاده كند. مي‌خواست مقداري به نيروهاي موجود رسمي اداره تئاتر كمك كند و يك جريان تئاتري راه بيندازد.»
وي سخنان خود را با اشاره به متفكرين و جريانات سياسي اجتماعي هر كشور اين گونه پي گرفت:«همه جاي دنيا وقتي انقلابي روي مي‌دهد در عرصه‌هاي مختلف، متفكرين و جريانات سياسي اجتماعي آن بخش مشغول فعاليت مي‌شوند و برنامه‌هايي را كه از قبل داشتند ارائه مي‌كنند. به عنوان نمونه در ارزيابي كشوري مثل فرانسه، هنگامي كه تئاتر دولتي، تئاتر رمانتيك و تئاتر اشرافي در آن فعاليت مي‌كند، آدمي چون”اميل زولا” شروع به مبارزه مي‌كند. او اعتقاد دارد هيچ تئاتري كه با يك نام و يك واژه كارش را شروع كند، پاسخگوي اين جامعه مدرن نيست؛ در حال حاضر يك تئاتر موجود نيست بلكه تئاترهاي مختلفي وجود دارد. زولا اشاره مي‌كند به اين كه اگر از شما پرسيدند تئاترتان چيست؟ بگوئيد من هنوز تئاتر خودم را پيدا نكرده‌ام! هم اكنون ما هم در چنين شرايطي قرار گرفته‌ايم.»
دكتر عزيزي سخنان خود را با طرح اين پرسش كه”چگونه با شروع انقلاب جرياني تحت جريان تئاتر يا سينما يا موسيقي يا ادبيات و ... اتفاق نيفتاده و يا اگر افتاده چرا تا به حال زيرش خط كشي و مشخص نشده” به پايان رساند و ادامه جلسه را به عهده دكتر ابراهيميان نهاد. جلسه نقد تئاتر ايران متاسفانه برخلاف آن چه در آغاز برنامه بررسي آسيب شناسي تئاتر عنوان شد، از همان ابتدا به بيراهه و حاشيه رفت و سخنرانان جلسه به كنكاش در تاريخ كهن تئاتر در كشور پرداختند. گويي حاضران در اين برنامه قرار بود علل ناكامي امروز تئاتر در جامعه كنوني را برگردان پيشينيان بيندازند و آن دلايل را در گذشته‌هاي اين هنر وارداتي بيابند. تنها سخنران اين جلسه كه بي حاشيه روي و سرك كشيدن در تاريخ تئاتر، به صورت مستقيم به نقد و طرح مسائل و مشكلات تئاتر امروز پرداخت، دكتر سرسنگي بود كه نظرات خود را به ترتيب اهميت و به شكل تيتروار تشريح كرد و توانست اين گونه مهمترين كمبودها و دلايل و اما اندكي تئاتر را در عرصه فعلي، برجسته و آشكار سازد .
پديده تئاتر
دكتر ابراهيميان كه دومين سخنران جلسه بود، گفته‌هاي خويش را با وارداتي قلمداد كردن تئاتر آغاز كرد:«روشنفكراني كه در اواخر دوره قاجار براي تحصيل به فرنگ رفته بودند با اين پديده برخورد كردند و ضمن تحصيل به آن پرداختند و پس از بازگشت به وطن آن را معرفي كردند. اما از همان آغاز كار ، دچار يك خبط شدند و آن اين كه، پديده تئاتر را كه پديده‌اي خاص و آنتوپولوژيك است با سابقه 2500 ساله‌اش بي‌‌آنكه اصلاح كنند و يا از صافي وجود تئوريكشان عبور دهند(كاري كه در واقع ژاپن كرد) بدون كمترين برنامه‌ريزي در جامعه ايراني مطرح كردند. از همين رو، تئاتر از همان ابتدا نتوانست با مردم ارتباط برقرار كند. چون از اساس و پايه، به لحاظ ساختار، ساختمان، شخصيت و زبان بيگانه بود با جامعه ايراني. در حقيقت در آغاز قرن تئاتر به نوعي مبين انديشه‌هاي سياسي دوران مشروطه شد و قصد داشت از طريق روشنفكران به آن(مشروطه) كمك كند. پس از آن هم تا سال 32 همچنان سياسي باقي ماند. بعد از مشروطه، تئاتر در روشن سازي انديشه مردم و تبيين انديشه‌هاي آزاديخواهانه نقش بسزايي ايفا كرد به ويژه در قشر روشنفكر. در اصل تئاتر تحت تاثير انديشه‌هاي انقلابي كشور شوراها قرار گرفت. يعني خيلي زود گروهي در جامعه پديد آمدند كه قصد استفاده از تئاتر براي ترويج انديشه شورايي و مبارزه مردم براي رهايي از زور سيستم‌هاي توتاليته يا مستبد در مملكت را داشتند. به همين دليل بود كه تئاتر مخاطب عام پيدا نكرد و مهجور باقي ماند و اين مهجوريت تا امروز ادامه پيدا كرده است. هيچ تئاتري نتوانسته است دامنه فعاليت خود را از حد روشنفكران و تئاتري‌ها فراتر ببرد و مردم را جلب و جذب خودش كند. مهمترين اشكال همين عدم برنامه‌ريزي براي انطباق اين پديده غربي با جامعه معاصر است. براي اين كه اين پديده از آغاز تا امروز در ذات خويش مبتني بر ديالكتيك است. يعني از زمان ارسطو و سقراط تا امروز كه با ديالكتيك هِگِلي عجين مي‌شود و از قرن هجدهم و نوزدهم به بعد و كمي جلوتر در قرن بيستم از آن ديالكتيك خاص خودش برخوردار است. اگر چه از ديالكتيك هگلي كم مي‌شود اما همچنان تابع موازين علت و معلولي و عِلّي است.»
در ادامه دكتر ابراهيميان تئاتر(و نه نمايش) را بر دو پايه استوار دانست:«اول پايه فلسفه است و ديگر پايه دموكراسي براي بيان اين فلسفه. تئاتر ما هرگز به سمت شناخت انديشه‌هاي فلسفي نمايشي كه اجرا مي‌كند نرفته است. يعني ما نمايشي را اجرا مي‌كنيم بدون اين كه پس زمينه‌هاي فلسفي آن را بشناسيم، به ويژه در تئاتر مدرن. ما در اين كشور نمايش‌هاي زيادي اجرا كرديم كه مبتني هستند بر دوره گذر از نئوكلاسيسيم به مقاطع ديگر. اما هيچ گاه متوجه نشديم نگاه نئوكلاسيكي چيست؟! نگاه نئوكلاسيكي در آغاز مبتني بر جامعه دكارتي و بعدتر انديشه‌هاي كانتي و مفهوم يكپارچگي آن است و همين مفهوم سبب پيدايش وحدت‌ها مي‌شود، مثل وحدت كنش، وحدت مكان و زمان. اگر ما انديشه‌هاي خاص نئوكلاسيسيم را نشناسيم هرگز قادر به اجرا يا نقد صحيح آثار نخواهيم بود. مفهومي كه چندي بعد با تحول هگلي عجين مي‌شود و رئاليسم را به وجود مي‌آورد. يعني ديالكتيك هگلي به عنوان بن مايه آثار رئاليستي و بازده انديشه‌هاي علمي سبب پيدايي مكتب رئاليسم مي‌شود. در اجراي اين آثار نيز، ما حتي هرگز به سمت تحليل اين بن مايه‌ها حركت نكرديم و همه چيز در سطح ماند.»
يك جريان تئاتري
در ادامه نشست نقد تئاتر ايران دكتر عزيزي كه به عنوان صاحب نظر و البته مجري برنامه، همكاران خويش را در پيشبرد اهداف و ارائه نظرات صحيح همراهي مي‌كرد، گفت:«آن چه تحت عنوان تئاتر توليد شده به جهتي نرفته كه منابع مخاطب در آن متجلي باشد و مخاطب براي دريافت هر چه بهتر و اصلاح رفتار اجتماعي‌اش به سوي اين تئاترها حركت كند. اصل موضوع در واقع شكافتن كاستي‌هاي تئاتر كشورمان است و آن چه بيشتر اهميت دارد، ارزيابي چگونگي عدم توليد يك جريان تئاتري است.»
دكتر سرسنگي بحث خود را با طرح يك پرسش آغاز كرد:«آيا تئاتر ما با عدم توفيق روبه‌رو بوده يا توفيق زيادي داشته؟» و گفته‌هايش را به اين ترتيب ادامه داد كه:«اين پرسش، خيلي مبناي علمي و جواب صريحي ندارد. بايد پذيرفت كه اذهان عمومي اعم از هنرمندان، مخاطبان، نقادان رسانه‌ها و منتقدان به يك اجماع نسبي رسيده‌اند كه تئاتر ما در شرايط معاصر با مشكلات جدي روبه‌روست. خب، انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي بود و داعيه آن را داشت. در اين انقلاب، توسعه فرهنگي به عنوان يك اصل مد نظر و توجه است. حال بايد ديد علل اين عدم توفيق چه بوده؟»
پس از بيان جملات فوق بود كه دكتر سرسنگي به تشريح مهمترين دلايل شكست فرهنگي در حوزه تئاتر پرداخت. وي گفت:«ما در مرحله‌اي هستيم كه نياز داريم تئاتر كشور را با يك جور مهندسي جديد دوباره‌سازي كنيم و ببينيم در چه موقعيتي قرار گرفته‌ايم، نيازهايمان چيست و اهدافمان كدام است و براي رسيدن به آن‌ها چه ملزوماتي مورد نياز تئاتر كشور است كه ما از آن‌ها برخوردار نيستيم يا كم داريم.»
توسعه تئاتر
دكتر سرسنگي در پاسخ به سوال‌هاي مطروحه خويش گفت:«در بحث انگيزه‌ها ما به شدت دچار مشكل هستيم و اساساً يك ديدگاه راهبردي و كلان نسبت به توسعه تئاتر در كشور وجود ندارد. از زماني كه تئاتر به شكل غربي‌اش وارد كشور شد، ما الگوهايي را از تئاتر غربي استخراج كرديم و تئاتر كشور را بر مبناي همين الگوها استوار كرديم. اين مساله همين طور پيش آمد و ما هيچ گاه فرصت بازنگري در اين الگوها را نداشتيم. نه توانستيم نكات مثبت آن الگو را حفظ كنيم و نكات منفي‌اش را دور بريزيم و نه توانستيم يك الگوي بومي با هويت ديني و ملي خودمان براي تئاتر طراحي كنيم.» سرسنگي يكي ديگر از مشكلات مهم تئاتر را بحث منزلت تئاتر عنوان كرد:” تئاتر ما هم به لحاظ اداري و هم به لحاظ اجتماعي دچار فقدان منزلت است. در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه ظاهراً بايد متولي اصلي توسعه تئاتر كشور باشد ما با اين مسأله مواجه‌ايم كه تئاتر در تشكيلات جديد، در حد يك اداره كل محدود شده. در زماني كه سينما به عنوان هنري برخاسته از هنرهاي نمايشي شناخته مي‌‌شود، در حد يك معاونت و سازمان ارشاد جايگاهش را حفظ كرده اما جايگاه سازمان تئاتر ما در كشور فقط يك اداره كل است. در مبحث آموزش تئاتر نيز با مشكلات جدي روبه‌روئيم. آن هنرمندي كه قرار است در محيط حرفه‌اي به كار تئاتر بپردازد، دست پرورده محيط آموزشي و دانشگاهي است كه ساختار آموزشي‌اش، بسيار فرسوده و كهنه است. اين ساختار نيازمند اصلاح و بازنگري جدي است. در كنار آموزش، ما مشكل پژوهش در تئاتر را هم داريم. در تمام حوزه‌ها و بخصوص در حوزه علوم انساني و هنر، توليد علم محققين در كشور، رقمي معادل صفر است!! بسياري از تصميم گيري‌هاي ما فارغ‌ از احساس نياز به اتكاي به پژوهشهاي بنيادي و كاربردي تئاتر است. براي نمونه همه ما شاهد برگزاري جشنواره‌هاي مختلف تئاتر بوده‌ايم، به ويژه جشنواره تئاتر فجر. ما هر سال جشنواره فجر را با مدلي متفاوت از سال قبل برگزار مي‌كنيم؛ يك سال منطقه‌اي يا استاني‌اش مي‌كنيم، سال ديگر سراسري‌اش مي‌كنيم، سال بعد مسابقه و جايزه مي‌گذاريم و در سال ديگر مسابقه را حذف مي‌كنيم و... كداميك از اين تصميمات بر اساس يك پژوهش تئاتري صورت مي‌گيرد؟ چقدر علمي است؟ تا آن هنگام كه تصميم‌گيري‌هاي كلان تئاتر كشور بر مبناي سلايق فردي و تجارب فردي و تجارب شخصي باشد و خود را فارغ و بي نياز از اتكا به پژوهشهاي علمي و آكادميك بداند، اين سردرگمي باقي خواهد بود. از سويي ديگر تعامل بين دانشگاه و محيط‌هاي حرفه‌اي ما ضعيف است. “
سرسنگي در بخشي از سخنان خويش با افتخار به اينكه خود سالها از خانواده مطبوعات بوده و در حوزه تئاتر قلمفرسايي مي‌كرده است، ضمن تشكر و قدر داني از جمع خبرنگاران حاضر در جلسه، نقش رسانه‌ها را در ارتقاي جايگاه تئاتر مهم ارزيابي كرد و گفت:” در اين سال‌ها رسانه‌ها رسانه‌هاي گروهي توجهشان به تئاتر خيلي بيشتر از قبل شده. ما اين توجه بايد به نكات كلان تئاتر كشور معطوف شود. ما در حال حاضر محتاجيم كه رسانه‌هاي ما روشنگرانه و با ديدي باز نكات كلان حياتي و راهبردي تئاتر را نشانه بروند. چون امروز بايد راجع به مسائل عمقي‌تري بحث كرد. “
تئاتري مبحث ديگري بود كه دكتر سرسنگي در خلال نقطه نظرات خويش بدانها اشاره داشت:” مدل تئاتري كه ما الان در مملكت داريم، مدلي است متمدن و حكومت محور. ما چندان به اين سمت نرفتيم كه گروه‌هاي غير دولتي تئاتر را مورد حمايت قرار دهيم. در موضوعات مختلف NGOهايي شروع به فعاليت كرده‌اند و اقدامات خوبي هم صورت داده‌اند. اما در حوزه تئاتر، متأسفانه ما اعتماد نكرديم به تشكيل اين NGOها و سپردن جريان تئاتر به بخش غير دولتي. نگاه ما، نگاهي حكومت محور است و اين نگاه متمركز گرايانه تا زماني كه در تئاتر كشور وجود داشته باشد، ما خودمان را از اين سرمايه وسيعي كه در بخش‌هاي غير دولتي موجود است، محروم كرده‌ايم. “
سرسنگي كه خود كارش را از شهرستاني دور افتاده شروع كرده و برخاسته از تئاتر شهرستاني است، در خصوص تئاتر شهرستانها ابراز داشت:” روزگاري در اين ممكلت تئاتر شهرستان‌ها و استان‌ها، پشتوانه تئاتر كشور بودند. بسياري از هنرمندان صاحب نام امروز ما، كساني‌اند كه از شهرستان رشد كرده‌اند و مي‌توانند به عنوان هنرمندان يا مديران تئاتر مطرح شوند. در اين سال‌ها، ما همه چيز را در تئاتر تهران خلاصه كرديم و اين يك خطر جدي براي تئاتر كشور است. تئاتر امروز ما دارد پشتوانه غني تئاتر شهرستان را از دست مي‌دهد. بسياري از هنرمندان خوب شهرستاني ترجيح مي‌دهند زندگي خود را واگذار كنند و با شرايط بسيار نامساعد به تهران هجرت كنند چرا كه احساس مي‌كنند هر آن چه در حوزه تئاتر كشور اتفاق مي‌افتد در تهران است. صحنه‌هاي تئاتر شهرستان، صحنه‌هايي خالي است. كارهايي كه آن جا اجرا مي‌شود، كارهايي بي‌هويت است.» پايان بخشِ نظرات دكتر سرسنگي به جريان ادبيات نمايشي اختصاص داشت:«تئاتر ما، يك تئاتر متن محور است و تئاتر متن محور محتاج زمينه و بستر ادبيات نمايشي غني است. ما در حوزه ادبيات نمايشي و پرورش نمايشنامه نويسان بزرگ كه بتوانند جايگزين نسل قبل شوند و الگويي براي نسل آينده باشند، توفيق چنداني نداشته‌ايم.»
+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/07/30 و ساعت 3:17 قبل از ظهر |
در شهرستان‌ها معمولاً تجربه‌گرايي كمتر است و آثار، هم در متن و هم در اجرا دچار طول و تفسير هستند.
افشين خورشيدباختري كه به عنوان داور در دو جشنواره اصفهان و همدان حضور داشت در مورد اين دو جشنواره و وضع تئاتر شهرستان‌ها گفت:«آثاري كه در شهرستان‌ها توليد مي‌شود در پيكره كلي شباهت زيادي با يكديگر دارند و در جزئيات با يكديگر متفاوتند.»
وي درباره ضعف‌هاي عمده تئاترهاي شهرستاني گفت:«توصيف‌گرايي صرف، پرحرفي، كم توجهي به ويژگي‌هاي سبكي و شيوه‌ها، آدم‌هايي كه مدام روايت و توصيف را به شكل سطحي مطرح مي‌كنند بدون اين كه مشخص شود براي چه كسي روايت مي‌كنند و در واقع ارائه اطلاعات به ساده‌ترين شكل به صورت واگويه مشكل تكنيكي اغلب اين كارهاست.»
وي افزود:«در اكثر آثار، زبان روايت مشخص نيست كه به طور مثال عينيت‌گراست، ذهنيت گراست و يا طبيعت‌گراست و ... گاهي هم همه اين زبان‌ها را با هم مي‌بينيم.»
خورشيدباختري درباره مفاهيم اين آثار نيز گفت:«دور بودن مضامين از وضع جامعه معاصر يكي ديگر از مواردي است كه در اين آثار مي‌بينيم و اكثراً با مضامين دستمالي شده مواجه مي‌شويم.»
وي افزود:«80 درصد كارها اين ايرادها را دارند كه معمولاً آثار شبيه به هم هستند و ايرادهاي هم‌شكل دارند. 20 درصد ديگر هم كارهايي هستند كه اين ايرادها را ندارند و معمولاً انتخاب مي‌شوند.»
وي با مقايسه اين دو جشنواره گفت:«در مقايسه، سطح كيفي جشنواره همدان كمي بهتر بود. اما توقع ما از تئاتر اصفهان برآورده نشد و پاسخ مناسب را نسبت به جايگاه استان اصفهان در تاريخ تئاتر ايران نگرفتيم.»
وي تصريح كرد:«در مجموع نبود پشتوانه علمي و تئوري از ضعف‌هاي اصلي تئاتر شهرستان‌ها است. در شهرستان‌ها معمولاً تجربه‌گرايي كمتر است و آثار هم در متن وهم در اجرا دچار طول و تفسير هستند. به طور مثال كارگردانان به دنبال دكور مفصل مي‌گردند و جايگاه تصوير در اين آثار گم شده است.»
وي در ادامه گفت:«در مجموع از هر جشنواره سه اثر انتخاب شده كه در مرحله بعد براي حضور در جشنواره فجر مورد بازبيني قرار مي‌گيرند.»
گفتني است جشنواره استاني اصفهان اواخر شهريور ماه برگزار شد كه افشين خورشيدباختري، محمد صابري و مهدي حاجيان به عنوان داور در اين جشنواره حضور داشتند. جشنواره استاني همدان نيز از هفتم تا 12 مهر ماه در استان همدان برگزار شد كه كورش نريماني، حسن معجوني به همراه افشين خورشيدباختري به عنوان داور در اين جشنواره آثار را ديدند.
در جشنواره استاني همدان نيز سه نمايش”خاك و خون” به نويسندگي و كارگرداني مجتبي خوش‌صفت، ”مرگ آمد ما هم مرديم” نوشته نيما بيگلريان و كارگرداني نوشين بيگلريان و نمايش”آقا و خانم ارغوان” به نويسندگي و كارگرداني پيمان دانشمندبه عنوان آثار برگزيده انتخاب شدند
+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/07/30 و ساعت 3:13 قبل از ظهر |

چرا خاری کشیم از بهر کاری-----به ذلت تن دهیم در هر مکانی

 

به  حرف  ناروا  گردن گزاریم----- که روزی در به در  تنها  نمانیم 

 

مگرعمر است٬ کافی و ارزان----- که آسان تن دهیم بر حرف آنان

 

رها سازیم از این بند ظلالت----- همی  اندیشه  و  ذکر  و  دیانت

 

که اینجاوقت بسیارتنگ است---- نهادن سربه زوربسیار ننگ است

 

بدانیم   قدر  خود  تا که توانیم-----   برای   بردگی   گردن   نزاریم 

                                                               امیرازنوع«حقیر»

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/29 و ساعت 12:44 بعد از ظهر |
بعله خبر اخیری که بدستم رسید که نمیگویم چیست خبر از واقعیتی تلخ به نام تفرقه در هنرمندان دارد

دوستانی هستند (از همین تاتریها) که حاظرند برای خود شیرینی کارهایی انجام بدهند که در ظاهر به ضرر دوستان و هنرمندان دیگر است و در باطن ضررش اول متوجه خود آنهاست

روشنتر میگویم هلاکو خان دستور داد تا بخاطر از بین نرفتن حس جنگاورانش حیواناتی را که قصد کشتن و خوردنش را دارند خفه کنند سپس تکه تکه نمایند روزی چند سرباز بنزدش میایند و میگویند که مغولی را دیدهاند که در خانه اش (همان یورتهای معروف )گوسفندی را سر بریده و خورده هلاکو دستور گردن زدن آن فضولان را صادر کرد و گفت شما به حریم شخصیه مغولی سر کشیدید و مستحق مرگید ونیز جهت نزدیک شدن بمن حاضر شدید هم رزمتان را بکشتن بدهیدپس شما خائنید

از این نمونه ها زیاد داریم مثلا سربازی که داریوش کبیر را کشت توسط سربازان اسکندر و به دستور یکی از سردارانش کشته شد چون چگونه فردی که به کشورش خیانت میکند میتواند با دیگران دوستی کند چرا که خیانت برایش امری عادیست و اینکار را باز تکرار خواهد کرد

یا مثلا افرادی که حرفی از دیگری برایه شما می اورد مطمئن باشید که حرفهای شما را نیز برایه دیگران میبرد و کسی که راز کسی را پیش شما بازگو میکند راز شما را نیز پیش دیگران خواهد گفت

بگذریم دوستانی که سعی دارند بقول خودمان زیر آبی از دیگران بزنند روزی مشتشان باز خواهد شد و آنروز برایشان روزی سخت خواهد بود روزی که شاید خیلی زودتر از آنکه فکرش را میکنند خواهد آمد

+ نوشته شده توسط خوش صفت در پنجشنبه 1384/07/28 و ساعت 2:27 قبل از ظهر |
هرگز از مرگ نهراسیدم ٬ اگر چه دستانش از

ابتذال شکننده تر بود. باری هراس من همه از

 مردن  در سر زمینی  است که مزد گورکن از

 آزادی آدمی افزون باشد.

                                  امیر از نوع عزیزی

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1384/07/26 و ساعت 11:12 بعد از ظهر |
اخلاق در هنر

بعله مساله اخلاق در هنر بحث یچیدهایست که توضیح دادنش در حوصله من نیست

اما اخلاق در هنر این نیست که من انسان خوش اخلاقی باشم یا نباشم یا با دیگران چطور رفتار کنم

مبحث اخلاق هنری وجدان کاریست   من وقت اعضائ گروه را نگیرم وقت تماشاچی را تلف نکنم سطح کیفی کارهایم را بالا ببرم و به هنرم احترم بگذارم اخلاق هنری دارم

نه اینکه بخواهم بیخودی خوشحال باشم و خودم را لوس کنم تا در دل همه جا بگیرم

هنرمند انسانیست روبه تکامل و انسان تکامل یافته انسانیست که به موقع فکر کند به موقع نیکی کند به موقع بجنگد وبه موقع بمیرد

پس بحث اخلاق هنری با اخلاق فرق میکند

تمام این مطالب برایه دوستی بود که سعی داشت نقدی برای من نوشته باشد

در ثانی بهتر است در مورد اخلاق هنری و غیر هنری بیاموزیم وقتی از جریانی کامل خبر نداریم سکوت پیشه کنیم

پایدارو سربلند باشید

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1384/07/26 و ساعت 2:25 قبل از ظهر |
حقیقتش رو بخواهید چند روز پیش نقدی بر جشنواره نوشتیم که اتفاقا مورد استقبال دوستان هم قرار گرفت در هر حال اون ضعفها بود حالا میخواهیم به قوتهای جشنواره امسال و کلا وضعیت هنر و هنرمندان بپردازیم

بعله از اردیبهشت ماه که بحث باز خوانی متون شروع شد من شور و نشاط خاصی رو در اداره امور هنری شاهد بودم شکر خدا مشکل تالار فجر هم داشت حل میشد آخه میدونید دوستان این تالار فجری که گفتم یکی از معضلات بود که شکر خدا رفع شد ما به این تالار عادت کرده بودیم و در حالی که سالن زیبای اداره ارشاد را بما هدیه کرده بودند ولی ما حاظر نبودیم به اونجا بریم ودر همان عصر جاهلیت خود مانده بودیم

جواب بازخوانی که آمد شروع شد تماس پشت تماس با من و کارگردانان دیگه که بابا چرا نمیاین کار کنین ما میخواهیم سالن رو راه بیاندازیم ما هم شکه شده بودیم و باور نمیکردیم که ما را در سالن به این عظمت و شکوه راه بدهند چه رسد به انجام تمرینها

خلاصه جلسه اول تمرین بود که دیدم عده ای با گل و شیرینی جهت خسته نباشید وارد سالن شدندو به اکیپ دلگرمیها دادند و دستمریزادها گفتند

روزی ۶ ساعت تمرین میکردیم و در این ۶ ساعت از تجارب پیش کسوتان خوب و بی ادعا و کلیه مسئولین تاتر استان و شهر بهره ها بردیم

و هر روز چون روز اول همه چیز بر وفق مراد

تا اینکه به جشنواره نزدیک شدیم ضیافتی ترتیب دادندو در آن کلیه کارگردانان احتیاجات خود را بیان کردندو مبالغ هنگفتی به عنوان پیش پرداخت و هدیه و جایزه ردو بدل شد

پرده های تبلیغاتی تمام شهر را پر کرده بود و به آن شورو حال عجیبی داده بود سالن تجهیز شد و ما در دل به سالن وحدت تهران پوزخند زدیم و تاتر شهر را مورد تمسخر قرار دادیم

موقع اجرا با وانتی که اداره در اختیارمان قرار داده بود تمام وسایل را به آنجا انتقال دادیم

شب اجرا مسئول سالن وارد سالن شد و با لبخند گرم همیشگی خود به مزاح پرداخت که مقداری خوشی به زیر دلمان زد

موقع اجرا تمام مسئولین ذیربط وبیربط دنبال آرامش دادن بما بودند و خلاصه کلی زحمت کشیدند

بعد از اجرا مسئولین صحنه را گلباران کردندو آنقدر مرا مورد لطف قرار دادندکه هنوز هم خجلم

بعد از اجرا همه خوشحال بودند ودست افشاندندو پای کوبیدند حتی دوستانی که اسم نمیبرم به خدمت داورها رسیده بودند و از ما تعریفها نموده بودند  که واقعا من را شرمنده خود کردند

وای بر ما که قدر نمیدانیم وای برما که دل مسئولین را بدرد میاوریم وای برما  

+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1384/07/25 و ساعت 4:4 بعد از ظهر |

وقتي‌ به‌ مطالعة‌ تاريخ‌ هنر و تاريخ‌ فلسفه‌  تفكر بشر مي‌نشينيم‌ به‌ طرز عجيبي‌ پي‌ بر تعاملي‌عميق‌ ميان‌ تفكر و متفكران‌ با هنر و هنرمندان‌ مي‌بريم‌. آراء كانت‌ و فلاسفة‌ پس‌ از او راه‌ را براي ‌ايجاد شكل‌گيري‌ هنر آبستره‌ و انتزاعي‌ معاصر (گذشته‌ از ريشه‌هاي‌ بدوي‌ آن‌) باز مي‌كند.سقراط‌ و ارسطو و افلاطون‌ بر نمايشنامه‌نويسان‌ كلاسيك‌ تأثير مي‌گذارند همانگونه‌ كه‌هنرمندان‌ آن‌ دوره‌ بر فلاسفه‌ تأثير مي‌گذاردند، چنان‌ كه‌ فهم‌ عميق‌ آثار فلاسفه‌ كلاسيك‌ بدون‌خواندن‌ آثار نمايشنامه‌نويسان‌ آن‌ دوره‌ از "آشيل‌" بگيريد تا "سنه‌ كا" ممكن‌ نيست‌. از نظر بسياري‌ از متفكران‌ همچون‌ ارنبرگ‌ "شناخت‌ برشت‌ بدون‌ شناخت‌ ماركس‌ امكان‌پذير نيست‌" همانطور كه‌ نمي‌توان‌ بدون‌ شناخت‌ شكسپير و شك‌ هملت‌ به‌ شناخت‌ دكارت‌ نائل ‌آمد و...

در دوران‌ مدرن‌ و پسامدرن‌ نيز ابزازي‌ توسط‌ فلاسفه‌ در دست‌ هنرمندان‌ قرار گرفت‌ كه‌ راه‌ را بر بازفهم‌ و استفاده‌ از آثار گذشتگانشان‌ ممكن‌ ساخت‌. اين‌ ابزار دانشي‌ به‌ نام‌ "هرمنوتيك‌"است‌

+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1384/07/25 و ساعت 2:47 قبل از ظهر |
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند_______گرد در بام دوست پرواز کنند

هر جا که دری بود به شب دربندند_______ الادر دوست راکه شب باز کنند

و در جایی دیگر میفرماید

بر آن روحی که ازخویشش گریزاست -------مگیرید خورده که او راهش همین است

در این زندان تن نا قافل در آمد ---------------به آهنگی خراباتی سماع کرد ...

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1384/07/24 و ساعت 3:37 قبل از ظهر |
تا حالا مادری رو دیدید که وقتی بچهاش بچه های دیگران رو میزنه میگه بچه اس دیگه ولی تا بچهشو میزنن میدوه و به حمایت از بچه اش چون شیر به پا میخیزه

تا حالا پدری رو دیدید که تو اجتماع هیچ غلطی نمیتونه بکنه ولی شب که میاد خونه خودشو رستم دستان فرض میکنه و میافته به جون زن وبچه اش وحقی که فکر میکنه اجتماع ازش خورده رو از اونها بخواد

تا حالا استادی رو دیدید که مطالبش دیگه برای شاگرداش کهنه شده و سعی میکنه با جفنگیات وقت دیگران رو تلف کنه یا شعبده بازی که تمام ترفندهاش لو رفته ولی با پررویی و اعتماد به نفس باز هم سر صحنه حاظر میشه

تا حالا متل داری رو دیدید که بخواد اطاقهای درب و داغون متلشرو به شما با هزار منت به عنوان هتل ۵ ستاره قالب کنه و قیمت هتل ۵ ستاره هم ازتون بخواد

تا حالا مجبور شدید الکی از یه نفر تعریف کنید چون اگه اینکارو نکنید یارو عقدهای میشه یا تا حالا کسی رو به زور تحمل کردید

تا حالا پیرزن رو از تاکسی خالی ترسوندید

تا حالا فکر کردید کسی میتونه در های دنیا رو به روتون ببنده

تا حالا فکر کردید که به خاطر یک کار خیر باج هم باید داد( تا حالا ثوابتان کبابتان کرده)

تا حالا کسی رو با بم (ضربه ای با کف دست به سر   {از اصطلاحات همدانی}) گیج کردید

تا حالا حوصلتون از همه چی سر رفته

تا حالا قصد خودکشی داشتید بعد یه دفعخه عزرائیل بیاد سراغتون و علی رغم میل باطنیش خوشحالتون کنه

اگه اینجوریه  باریک ا...

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1384/07/24 و ساعت 3:28 قبل از ظهر |
حقیقتشرو بخواهید بارها با این رسش از سوی دیگران مواجه شدم که چرا هنری که اینقدر دردسر داره رو انتخاب کردی نه ول توشه نه موقعیت و شهرت

حقیقتش تاتر برای من تنها یک هنر نیست برای من تاتر یک جریان مقدسه یه هنر که در واقع میتونه همه چیز باشه همه چیز برای رسیدن به معنویت خالص

لحظه لحظه تماشاچیان تاتر کمتر میشن لحظه لحظه بودجه ها کمتر میشن لحظه لحظه مشکلات بیشتر میشه ولی باز ما تاتر کار میکنیم همه مشکلات رو به جان میخریم و باز ۳ماه میشینیم متن مینویسیم که در واقع کاری برای فرهنگ کشورمون کرده باشیم

خودمونیم کی این کارو میکنه غیر از هنرمندان عاشق

 هنر مندانی که بهترین زمان زندگیشونو وقف کشورشون و مردمشون میکنن

ما داریم با چنگ ودندون بدون هیچ پشتوانهای جلوی تهاجم فرهنگی می ایستیم  برای مردم کار میکنیم برای کشورمون متن مینویسیم برای فرهنگمون هر توهینی رو تحمل میکنیم از همه کارشکنیها چشم پوشی میکنیم شاید به نظر خیلیها احمقانه باشه ولی ما بکارمون ایمان داریم

حالا در نظر بگیرید یه نفر بخواد ۷ماه خون دل خوردنتو با حرفهای مزخرف یا کارهای نا بخردانه خراب کنه

چیکارش میکنید در مقابلش تعظیم میکنید یا ...

اگه یه نفر بخاطر مطرح کردن خودش بخواد به اعضا گروهتون توهین کنه چیکار میکنید

اون لحظه دقیقا همون لحظه ایه که به مقدسات یک نفر توهین بشه

اون موقع دیگه منطق شما منطق مقابله به مثله نه صلح درسته

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/07/23 و ساعت 8:34 بعد از ظهر |

خطاب به مخاطبین

و

 بااجازه از صاحب سایت

آی آدمها که با شتاب در گذریم کاش گاهی هم می ایستادیم تا

 روحمان به ما برسدکاش می شد دویدن را فراموش سازیم و

آرام قدم برداریم تا هیچ کس از دیگری پیشی نگیرد و همه چون

 موجی یکپارچه می کشتیم تا اینکه چونان قطراتی حقیر فرو

بی افتیم و ای کاش اندکی تعمق می نمو دیم که از پی چه

ایم انچونین شتابان که لح می سازیم هر آن دیگری را که در

 مسیرمان باشد و هیچ اندیشه نمی نمایم که آنکه در زیر

 دست و پای ما فریاد کمک بر می آورد روزی همچو ما شتابان

 در گذر بوده از این مسیر و امروز میهمان ضربه ستبر گامهای ماست

 و ای کاش حتی برای اندکی زمان می ایستادیم و به دان جایی

خیره می گشتیم که رخت سفر از آنجا بربسته بودیم و در اعزای

 آن خویشتن خویش را جا گذاشته بودیم .

                                          امیر از نوع عزیزی  

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/22 و ساعت 7:27 قبل از ظهر |
بعله امیر آقا ما هم مثل من مثل اینکه امشب خوابش نمیبره چند تا پیام ازش خوندم خیلی خرسند شدم خیلی دوست داشتم تلفنی با ایشان تماس حاصل میکردیم و از صدای گرمشان بهره مند میشدیم بهر حال ما نیمه شبها هم در انتظار تماس این دوست عزیز هستیم

با سپاس مجتبی از نوع خوش صفت

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/22 و ساعت 4:9 قبل از ظهر |
بعله در این لحظه قوت قلب گروه من امیر منو به آرامش دعوت میکنه

بهر حال امیر جون مرسی  این آقا امیر ما جزو معدود افرادیه که بمن آرامش میده فرقی هم نمیکنه کی و کجا و تحت چه شرایطی

حقیقتشرو بخواهید من از بودن در  گروهی خوب مثل گروه نیلوفر به اندازه کافی مفتخر هستم و دیگه هیچ چیز دیگه ای برام مهم نیست همین که به جرات میگم بهترین اکیپ هنری ای که تابه حال دیدم بهترین دوستان و خلاصه بهترینها رو یکجا جمع میبینم برام کافیه

حالا هر کس میخواد سنگ اندازی کنه هر کس میخواد عقده هاشو سر ما خالی کنه هر کس میخواد زیرآب زنی کنه مهم نیست

امیر جون باشه  شمشیرها فعلا در نیامند

ولی کاسه صبر من ترک برداشته و فعلا امکان داره تند تند لبریز بشه اینو دیگه شما به بزرگیتون ببخشید 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/22 و ساعت 3:48 قبل از ظهر |
خطاب به دوستانی که از خواندن مطالب گله مند میشوند

اولا وبلاگ صفحه ایست کاملا شخصی که یادداشتهای هر فرد با آزادی در آن نوشته میشود و دوستانی که آنرا می خوانند میتوانند نظر بدهند نه اینکه  خود خوری کنند قسمت نظر بدهید برای همین منظور تعبیه شده

دوما از آنجایکه وبلاگ کاملا شخصی استحق ناراحتی را از افراد میگیرد مانند اینکه شما یه دفتر یادداشت داری که دوست داری توش فحش بنویسی به کسی هم نباید بر بخوره

سوما اگر خیلی به دوستی فشار آمد میتواند یک وبلاگ راه اندازی کنه  و در آنجا به دفاع از خود بپردازه ( اصل فرهنگ دیالکتیک)

چهارما یا رابعا  اگه دروغ گفتم خیالی نباید براتون باشه

پنجما یا خامسا رطب خورده کی تواند منع رطب  دوستانی که در هنگام عصبانیت از هیچ کوششی برای ضربه زدن به من فروگذار نکردند جایی برای گله مند بودن باقی نگذاشته اند

ششم اینکه بزودی من با چند روزنامه معتبر کشوری مصاحبه دارم اگر رفتار این دوستان تغییر نکنه مطمئن باشند که در روزنامه های کثیر الانتشار مطالبی را با سند و مدرک ارائه خواهم کرد که آنهنگام کار از یک وبلاگ که بیننده آنچنانی ندارد به خوانندگان میلیونی کشیده خواهد شد

با آرزوی موفقیت برای تمام عاشقان فرهنگ و هنر ایران

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در دوشنبه 1384/07/18 و ساعت 11:1 بعد از ظهر |
راستش رو بخواهید جشنواره امسال و مخصوصا اختتامیه برای من اصلا جذابیتی نداشت    حقیقت چند سالیست که به این وضع عادت کردیم که در استان با اختلاف زیاد اول شدیم و در جشنواره منطقه ای خیلی راحت رد شدیم و به فجر راه پیدا نکردیم

البته بگم دیگه جشواره فجر هم خیلی برام جالب نیست وقتی تبعیض بین گروههای شهرستانی و تهران رو میبینم دلسرد میشم وقتی میبینم خیلیها با ول و رشوه وارد جشنواره شدن برام اهمیتشرو از دست میده

وقتی نمایشهایی  از تهران رو میبینم که اگه تو جشنواره استانی بودند خیلی راحت اوت میشدن ولی چون سهمیه تهران بالاتر از سهمیه کل ایرانه  یه جوریم میشه

خدا کنه امسال مثل هر سال نباشه

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/15 و ساعت 5:45 قبل از ظهر |
لازم دیدم ضمن قدر دانی از گزوههای دیگر شرکت کننده آراء داوران برای دیگران  رو هم در وبلاگ منعکس کنم

( از طرف انجمن نمایش و حراست ارشاد و اسلامی)

گروههای نمایش  آقا و خانم ارغوان از نهاوند و سنگ کاغذ قیچی ( خیابانی) از ملایر به عنوان گروههای برتر رعایت کننده اخلاق اسلامی  از طرف حراست اداره ارشاد با لوح سپاس و جایزه نقدی تقدیر شدند

این جایزه رو حراست بخاطر آب کردن دل من داد که غیر مستقیم بگه اگه پسر خوبی بودی میدادیمش بتو ولی چون همکاران ما را پلماندی این جایزه رو بهت نمیدیم  پدرم که در جلسه حضور داشت گفت  فلانی عجب خرجی رو دستشون گذاشتی

بقیه جوایز رو داوران افشین خورشید باختری  محمد حسن معجونی و کوروش نریمانی اهدا کردند که خوب از دید من خیلی بیشتر از عالم شناس رئیس حراست ارشاد از تاتر سر در میاورند   راستی جوایز گروه خودم رو چون  قبلا نوشتم دیگه نمینویسم

طراحی صحنه(مرگ آمد و ما هم مردیم )خانم نوشین بیگلریان

اول بازیگری زن عاطفه خزایی (نمایش پیراهن سیاه )از نهاوند

دوم بازیگری زن خانمها شبنم خزلی ( آقا و خانم ارغوان از نهاوند) و فتانه تراب) مرگ آمد و ما هم مردیم از همدان 

سوم زن فرشته بهروان از رزن ( زیر زمین)

بازیگری دوم مرد   پیمان دانشمند ( خانم و آقای ارغوان )

کارگردانی    نوشین بیگلریان  ( مرگ آمد و ما هم مردیم )  دوم

و پیمان دانشمند ( خانم و آقای ارغوان )  مشترک با من سوم

جایزه اول کارگردانی  ندادند

نمایشنامه   نیما بیگلریان ( مرگ آمد و ما هم مردیم )  دوم

پیمان دانشمند(خانم و آقای ارغوان)  سوم

در پایان نمایشهای خاک وخون 

                         خانم و آقای ارغوان

                        مرگ آمد وما هم مردیم

                                                      به دور بعد راه یافتند

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/07/15 و ساعت 5:29 قبل از ظهر |
بعله مطلب در حاشیه جشنواره استانی فت و فراوانه

۱.برخورد برخی مسئولین با هنرمندان بسیار بد و توهین آمیزه بود

ما خلاف کار و دزد نیستیم که جمع شدیم کار فرهنگی بکنیم و احساس میکنم خیلی هم باید بما احترام گذاشته بشه

۲.هماهنگیها دچار ایرادهای است که دقیقا معلوم نیست یقه چه کسی را باید گرفت

۳ بچه های شهرستان از وضعیت خوابگاه نا راضی بودند

۴تن خواهی که باید قبل از جشنواره به گروهها پرداخت میشد ... پرداخت نشد

۵تبلیغات درست عمل نکرد که دلیلش هنوز هم برایه من مشخص نشده ما در سطح شهر چند پرده بی رنگ و رو بیشتر مشاهده نکردیم

۶.کلا جشنواره با هالی نبود

۷.با این شرایط من دیگه کار نمیکنم

۸ خداحافظ

+ نوشته شده توسط خوش صفت در چهارشنبه 1384/07/13 و ساعت 4:17 بعد از ظهر |
هفدهمین جشنواره تاتر استان همدان دوشنبه ۱۱/۷  با معرفی گروه برتر به کار خود پایان داد

جوایز گروه نیلوفر شامل  اول موسیقی (رضا عباسی)     اول طراحی لباس (لیلی عباسی)

اول بازیگری مرد(مجتبی خوش صفت) سوم بازیگری مرد(حامد ترابی)

اول نویسندگی( مجتبی خوش صفت) و سوم کارگردانی (مجتبی خوش صفت) 

و در نهایت گروه نیلوفر با نمایش خاک و خون اثر برگزیده

  خاک و خون

نویسنده و کارگردان: مجتبی خوش صفت

دستیار نویسنده و کارگردان: لیلی عباسی

بازیگران:حامد ترابی  مجتبی خوش صفت

آهنگساز: رضا عباسی

نوازندگان:قادر شهسواری          حامد مردانیان         موحد فرخ نیا

طراح لباس: لیلی عباسی           دوخت لباس: مهدی رحمتی منظم

طراح نور: امیر عزیزی

مدیران صحنه: سیامک مخزنی      مصطفی چیت ساز     مهیار افرا

طراح صحنه: مجتبی خوش صفت

اجرای صحنه و آکساسوار: سما صالحیان

                                لیلی عباسی

                                حسین صادقی

                               امیر سماوات

                              سیما پی نبرد

                              راضیه پاشایی

صدا و عوامل فنی : مسعود دولتیاری

                         امیر عزیزی

طراح پوستر و بروشور: سیما پی نبرد        راضیه پاشایی

با تشکر از : عباس شیخ بابایی

               حسن شایان

+ نوشته شده توسط خوش صفت در چهارشنبه 1384/07/13 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |
اجرای نمایش خاک و خون

۹/۳۰صبح جمعه  در سالن اصلی مجتمع ابن سینا واقع در

همدان  چهار راه تختی  خیابان شهید مفتح  مجتمع ابن سینا

با تشریف فرمایی خود بهمراه دسته گل  ما را شاد کنید

از آوردن اطفال و موبایل و افراد ترسو به سالن برهیزید

+ نوشته شده توسط خوش صفت در سه شنبه 1384/07/05 و ساعت 11:34 بعد از ظهر |
                                         باز گشت همه بسوی اوست

بدینوسیله درگذشت مادر بزرگ عزیزم را به اطلاع دوستان و آشنایان میرسانم و از دوستانی که در مجلس تدفین وترحیم تسلی بخش من بودند سپاسگذارم

از سیامک مخزنی  مهدی رحمتی  حامد ترابی   بهزاد ترابیان  لیلی عباسی  سیما پی نبرد   راضیه پاشایی    سما صالحیان   علی رجبی  احمد بیگلریان  علی گروسین و دیگران ممنون و متشکرم  امیدوارم که در شادیهایتان انجام وظیفه کنم

با سپاس                       خوش صفت

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/07/02 و ساعت 2:0 قبل از ظهر |
WEBILIX websolutions