تبليغاتX
گروه تاتر نیلوفر
آورده اند که در بلادی دوردست که هگمتانه نام داشت (و پس از آن چندین اسم دیگر بدون آنکه از خودش بپرسند برایش برگزیدند ) مغولان و ترکان وتاتاران و تورانیان دستها یازیدند که بدلایلی نا معلوم نتوانستند آنرا قلوه کن کنند و تنها از تپه مادستان به محله جولان و سپس کوی اساتید و غیره نقل مکان داد جوانکی خام میزیستندی که دلش برایه فرهنگ و هنر تپه تپ ( ت با کسره) تپیدندی (اینبار فتحه) که گویی نسبش به کاوه آهنگر و بودا و ..ریسدندی و گروهی از دلسوختگان را گرد اوردندی و سریعا خود را به خلافت آنان برگزیدندی که دوستانش از این عمل وی اندکی آزده خاطرندی    (زین پس بخاطر دلایلی ن ـد- ی آخر افعال حذف الده ) غیر از همان دلسوختگانی که از دوست بوی نزدیکتر بودند پیمانی بدون خون و خون ریزی با وی بستند آن دوستان قبلی از بدو ورود ایشان که با شمشیر سامورایی به تماشاخانه ای که امروزه تلی خاک از آن بجا مانده بنای ناسازگاری گذاشتند و تنها به احترام شمشیر ملوکانه و غضب آتشگونه ایشان دم نزدند و اولین شبکه زیر زمینی در تاریخ هگمتانه علیه ایشان شکل گرفت که زیر زمین مذکور هنوز کشف نشده و گروهی از سوفسطاییان آنرا زیر زمینی واقع در پشت شهرداری فعلی میدانند که هنوز هم جریانی به عنوان نمایشگاه گاه  در آنجا برپا میشود و بعضا از جشنهای دوران ماد پشتیبانی میکنند و...

عده ای از این سوگند خورده ها  چه کار شکنیها و پوز خندها که بکار نبستند و چه تفرقه ها که نیانداختند که در این جنگ سرد عده ای کشته و زخمی گشته و عطای تاتر را به لقا یش بخشیدند

گفتیم تاتر که این تاتر هنری بس دیرینه بود که در ایران نسبش به کریم شیره ای و در اروپا به ویلیام شکسپیر میرسید و کم کم البته پدرانی در همدان نیز یافت که همین پدران نژادش را خدشه دار کردند

و عده ای هم این پیشامد را که بعده ها هنر نام آن پیشامد شد را به ارث بردند و عده ای هم تماشاخانه اش را غصب کردند و عدهای تماشاخانه ای مدرن تر ساختند و پوز تماشاخانه قبلی را زدند و به همان تپه باستانی هگمتانه بازگردیدند وفرهنگ شهر نشینی امروز را جایگزین فرهنگ قلعه نشینی دیروز نکردندو...

باز گردیم به همان جوانک خام که در این راه از اعضای نیلوفر که نام گلی مقدس است در مردابهای  زمین که از مرداب جداست و خود میروید و کار با شرایط دور و اطراف ندارد نکته ها آموخت و محبت ها دید و...

روز به روز بر مطالعه افزود و تلاش کرد بطوری که آورده اند در ۲۴ سالگی چون پیرمردی ۷۰ ساله می نمود و زخمهای جانش چون به بخیه نمی امد جوشکاری می نمودندش روز به روز متنها بر افروخت و جشن گاه ها (که امروزه فستیوال و جشنواره گویند)  رفت و فحشها بجان خرید

روز به روز شبکه مخوف زیر زمینی عظیم تر میشد و آن جوانک دلش تنها به نیلوفران خوش بود( و گویند تا آخر عمر هم که البته دراز نبود تنها به همان گروه کوچک اطمینان نمود) تا آنجا که این سامورایی جوان ما شمشیر از رو بست و... مقداری گرد و خاک به راه انداخت و سینه چاک کرد برایه نمایش و در این راه آن شبکه  هم سد ها ساخت و دشمنان لحظه به لحظه زیاد تر و نه قوی تر میشدند تا اینکه آن جوان به رسم نیاکانش به مراقبه بنشست و حقیقتی بر وی آشکار شد....

ادامه این داستانه با حال را بعد ها خواهم نبشت

  

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1384/08/29 و ساعت 3:27 قبل از ظهر |
می دونید دوستان مساله ای که امشب می خوام راجع بهش بنویسم شاید مستقیم به تاتر مربوط نباشه اما بی ربط هم نیست

اولین قضییه مبحث از خود راضی بودنه که باید بگم همه این مشکل رو دارند مثلا همه فکر میکنن اونکاری که می کنن درسته اون حرفی که می زنن خوبه و رفتار و کردار خودشونو الگوی دیگران می دونن اونروز با دو تا از برو بچ راجع به این حالت خیلی صحبت کردیم

اکثرا فکر میکنیم که جهان ساخته شده که ما توش قدم بزاریم و کلیه کائنات برای راحتی شخص ماست که گرد آمده و اونوقته که احساس میکنیم همه باید بهمون احترام بگذلرند و ما را بر سر نهاده حلوا حلوا کنند معمولا فکر میکنیم ما یک پدیده هستیم که جهانیان باید  در مقابل ما سر تعظیم فرود بیاورد و ما باید برایه تمام دنیا تعیین تکلیف کنیم عموما راجع به همه چی نظر میدیم و با پررویی روی حرفمون هم ایستادگی میکنیم

چرا؟؟؟؟؟؟/

چون این ذات بشره که اینها رو رقم زده

اکثر ماها وقتی یک کار هنری یا غیره انجام میدیم فتبرک الله ... در ذهنمون میاد و فکر میکنیم آخرشیم اونوقت کارمون اگه توسط یه داور رد بشه به طرف میگیم نفهمه و احمقه و غیره البته بگذریم از باند بازیهایی که بعضی جاها البته فقط بعضی جاها میشه

خلاصه اینکه فقط من من من  چرا؟؟؟؟؟؟

چون این مهمترین ویژگییه انسانه که خود محوری تو ذاتش باشه

حالا دوستان فکر کنید جای این منم زدمها ما بشیم اونوقته که خیلی کارها میشه کرد فکر کنید ۸ نفر انسان که همه هم از دید خودشون نخبه هستند یه ذره از خود گذشتگی نشون بدهند و ما شوند چی میشه اونموقع میتونیم بهتر و مفید تر باشیم و حالا ما در اکیپی هستیم که پشتمونه نه من

اصلا هم مهم نیست که ما چقدر مطرح بشیم اونموقع است که با یک مدیریت مناسب هر کس به تواناییها و لیاقتهاش واقف میشه و دیگه حرف مفت نمیزنه 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1384/08/27 و ساعت 2:44 قبل از ظهر |
بعله این کار خاک و خون ما هم فکر میکنم پر مشغله ترین یا بقول همدانیها قوشه دارترین کار تاتر جهان شده از اون اول اگه یادتون باشه بد شانسیهایه بسیاری گریبانگیر من و گروه شد امروز هم در کمال ناباوری خبر شکستن پای حامد ترابی مشکلات و نا راحتیهایی رو برایه ما رقم زد گویا دعای رقیبان کم کم داره از شور در میاد امروز عصری از روی پای حامد یک اتوموبیل پیکان سفید رنگ عبور کرده خوشبختانه حال سرنشینان پیکان مساعده و گویی فرار کرده اند یا شاید هم سریع رفتن تا خبر سلامتیشونرو به خوانواده هاشون اعلام کنن خلاصه امروز ما رفتیم عیادت آقا حامد

خوب دیگه مثل اینکه دست زمانه هم داره سعی میکنه کار ما رو تعطیل کنه که من دلیلشرو نمیدونم چون من با این یکی در نیفتادم و حالا چرا تقدیر اینچنین رقم خورده نمیدونم و الله اعلم

اما در جریان این قضیه دعای خیر دوستان نیازه و اندکی شانس که خوب دومی رو تا حالا نداشتیم اولی هم دوستان برایه خودشون هم دعا نمیخونن

به هر حال بهانه ای شد تا مطلبی بنویسیم  و در پایان اینکه جلسه انجمن نمایش سه شنبه سا عت ۴بعد از ظهر در اداره ارشاد برگزار میشود شاید من هم برم معلوم نیست  

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1384/08/22 و ساعت 1:35 قبل از ظهر |
بازیگر و نفس

لزوم تنفس صحیح

حقیقتشرو بخواهید نفش یکی از مهمترین ارکان بازیگری و کلا مهمترین بخش فیزیکی زندگی بشر است

اما چون به نظر یک قضییه پیش پا افتاده میاید به آن معمولا توجه نمیشود  در بازیگری برایه انجام حرکات و بیان دیالوگها ما باید نفس خودمون رو تنظیم کنیم

اگر این اتفاق نیافته ما زود خسته میشیم و در انجام حرکات  وا می مانیم و دیالوگها مطمئنا خورده خواهد شد و بازیگر مجبور به ایجاد آکسانهای مزخرف و سکوتهای نا بجا خواهد شد

مجموعه ده تمرین من این مشکلات را حل خواهد کرد البته اگر به صورت مداوم تمرینات انجام شود ما در این مقاله از اصطلاحات هندی (یوگا) و کره ای استفاده خواهیم کرد

۱. تنفس نای کنگ

این تنفس به ظاهر شبیه به تنفس معمولیست با این تفاوت که ما زمان انجام هر یک از سه عمل تنفس را به یک میزان رعایت میکنیم مثلا  ۳ ثانیه دم ۳ ثانیه حبس و ۳ ثانیه بازدم  سپس بر خلاف تعلیم سنتی تنفس در تاتر که معمولا بازیگران در انجام حرکات سخت نمی توانند از آن استفاده کنند جای حبس نفس را به سینه دیافراگم و شکم تغییر میدهیم یعنی هر کدام را که سه مرتبه انجام دادیم تغییر میکند  در هنگام تمرین نمایش ما برای انجام عمل تنفس در حین اجرا نوع و جای حبس نفس را تست میکنیم تا ملموس ترینش را بیابیم مثلا در هنگام حرکت پل ما مجبوریم نفس را به سمت دیاف یا جایی بین شکم و سینه انتقال بدهیم

۲. تنفس یی کنگ این تنفس همان تنفس معمول در تاتر است یعنی شکم باد میشود و سینه حرکت نمیکند اما زمان بندی در این شیوه تنفس فوق العاده مهم است شاید بتوان گفت که در بعضی موارد واج به واج دم و بازدم باید تعیین و از پیش تعیین شده باشد

۳. در مورد تنفس چی کنگ فعلا صحبت نمیکنیم

تمرینات در بخش دوم گفته می شود آنهم بستگی به تعداد در خواستها دارد   پیام بگذارید تا مطلب را تخصصی تر کنیم

+ نوشته شده توسط خوش صفت در پنجشنبه 1384/08/12 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
ما همیشه با این مشکل مواجه هستیم که چه طراحی ای برایه صحنه انتخاب کنیم  آخه همه دوستان میدونند که این روزها تکان بخوری برات حرف در میارن

حقیقتشرو بخواهید من همه نوع طراحی صحنه رو امتحان کردم مثلا برایه نمایش حباب کل طراحی صحنه ما یک میز و دو چهار پایه بود که از ترکیب درست اینها حتی به ساخت اتوموبیل در صحنه نیز نائل شدیم البته بکم این کار رو به شیوهای انجام میدادیم که برایه تماشاچی تا حدی باور پذیر هم باشه

۱ درک درست فضا

ما  در طراحی صحنه باید به تاریخ وقوع داستان نمایشنامه توجه بکنیم نمیگم برایه یک نمایش کلاسیک ما باید دکورهای عظیم رنسانسی بنا کنیم اما فاکتورهایی باید به تماشاچی بدیم که القا کننده تاریخ هم باشند

۲ درک درست کارگردانی

عقیده من اینه که خود کارگردان باید طراحی صحنه رو انجام بده یا حداقل فردی که نوع کارگردانی و نگاه کارگردان رو خوب بفهمه شما باید فضایی رو طراحی کنید که به کارگردانی لطمه نزنه( اگر خودتون کارگردان نیستید) در نظر بگیرید من طراحی خودم رو بزنم حال آنکه دقیقا در همان نقطه که من ستونی بنا کردم کارگردان میزانسنهای خاصی داره پس مجبور میشه بخاطر هزینه ای که کرده در میزانسنها تغییر حاصل کنه البته من عقیده دارم طراحی صحنه پیش از کارگردانی باید صورت بگیره البته نه اجراش صرفا طراحیش تا در واقع تکلیف کارگردانی اثر مشخص بشه

در واقع طراحی صحنه و کارگردانی دو قسمت جدا از هم نیستند

۳ هدف از طراحی صحنه

مثالی که اول  در مورد نمایش حباب زدم رو بخاطر بیارید  ما در اون نمایش همه کارگردانی را در طراحی صحنه کار مشاهده میکردیم اما این ملاک تمام کارها نیست در مورد برخی نمایشها باید طراحیه کاربردی بکار برد و در مورد برخی نمایشها کاربرد طراحی صحنه صرفا ایجاد فضایی مناسب است

مثلا همه انتظار دارند از شمشیری که به دیوار آویخته شده حتما استفاده شود ولی به نقش نمادین آن شمشیر یا وجود نشانه های اینچنینی در برخورد اول شاید به چشم نیاید

پس در واقع این هوش طراح و کارگردانیست که چه فضایی را برایه نمایشش انتخاب کند که این خود بحث مفصلیست

۴تاتر بی چیز

در واقع این نوع نمایشها بدون طراحی صحنه نیستند بلکه طراحی توسط انسان یا وسایل ابتدایی صورت میگیرد خوبی این نوع نمایشها در لزوم استفاده موجز از بدن بازیگر  کارگردانی و آکساسوار جزیی است

اما برایه تمام نمایشها قابل استفاده و مفید نیست

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/08/07 و ساعت 3:47 قبل از ظهر |
تا حالا از آب گل آلود خواستی ماهی بگیری خرچنگ بگیری؟

تا حالا برایه خودت پپسی باز کردی

تا حالا از دیگران انتظار احترام بی مورد داشتی؟

تا حالا فکر کردی جهان بوجود اومده تا تو توش قدم بزاری؟

تا حالا دروغ مصلحتی گفتی؟

تا حالا فکر کردی تو درست میگی و دیگران اشتباه میکنند؟

تا حالا فکر کردی به گردن خیلیها حق داری ونیز اجتماع حقتو خورده؟

تا حالا فکر کردی؟

تا حال خطو نشان برایه کسی کشیدی و خودت بدونی هیچ غلطی نمیتونی بکنی؟

تا حالا فکر کردی همه میخوان سر به تنت نباشه؟

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در شنبه 1384/08/07 و ساعت 2:57 قبل از ظهر |
WEBILIX websolutions