در جریان هجرت اخیر به طهران سفرنامهای ناقص تدوین شد که گوشه هایی از آن را مینویسم
بعله شنیدم که دوست خوب و عزیز اشکان جنابی در نمایش عادلها به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی ایفای نقش میفرماید
در مورد نمایش باید بگویم که ارادتی که نسبت به دوستان دارم مانع از نقد صریح و راحت میشود
چون دکتر را همه میشناسیم و برخودش با منتقدین نیز زبانزد خاص و عام است (حیف باشه)
اینجانب به دیدار داورانی که برای جشنواره استانی آمده بودند نائل شدم همگی متاسف از پذیرفته نشدن کارهای همدان در جشنواره بودند و اندکی هم سر در گم چون همین دوستان آثار شهرهایی که در جشنواره حتی دو کار داشتند را هم دیده بودند و پیشتر اعلام نیز کرده بودند که چگونه ارزیابی کرده اند
بگذریم هر کدام صحبتهای جالبی کردند که باعث دلگرمی و نیز دلسردیمان شد
در نگاه اجمالی به جشنواره امسال فجر باید بگویم شهرستانیها ای والله و دیگر هیچ آثاری که حتی از خارج از کشور آمده بودند ویژگی چندانی بغیر از تسلط بر زبانهای آلمانی انگلیسی و روسی که زبان مادریشان است نداشتند و گویی داوران عزیز به مادری بودن زبانهایشان دقت نکرده و شعف فرانسوی یا در کل خارجی حرف زدن بازیگران آنان را گیج کرده بود برایه نمونه به یک مونولوگ ار المان میتوان اشاره کرد که در سالن مولوی اجرا میشد
خیلی جالب بود وقتی به ایوب آقا خانی گفتم دو سه تا ایراد از کارهای همدان بگیر که دلمون خوش باشه گفت ویژگی خاصی نداشتند نمیدونم منظور از ویژگی خاص چه بود که من در هیچ نمایشی (البته اون چند تایی که دیدم اثری یافت نکردم
بهر حال نمایش شیطان با سه شاخ اول با چند سروده اپرایی آغاز شد که خب بد نبود اما در ادامه به داستانهای شاه پریان رسید و اجرایه گسسته ای رو شاهد بودیم حمید سمندریان و همسرش که دقیقا پشت سر من نشسته بودند و به زبان آلمانی نیز آشنا هستند دائم غر میزدند و استاد سمندریان به گونه آدامس میجوید که گویی در حال شکنجه شدن است
البته بازی روان بازیگر اصلی این نمایش در ابتدا جذب کننده بود ولی در ادامه شیرین کاریهایش طعم دیگری گرفت و دهانمان گس شد و سپس مرچ گردید و در پایان سرویس شد
فکر میکنم این نمایش که به گفته کارگردانش هم برایه کودکان و هم برایه بزرگسالان در آلمان اجرا میشود بیشتر به درد جشنواره استانی مونیخ یا غیره میخورد ...
ادامه مطلب


