تبليغاتX
گروه تاتر نیلوفر
سلام سال نو مبارک راستش این آخرها آنقدر درگیر بودم که نمیتونستم سر بزنم البته یه ذره هم بی حوصلگی حادث شده بود

در ابتدا باید از شهرام بزرگی عزیزُ امیر عزیزی بزرگُ ریحانه خانم و الهام و دیگران تشکر کنم به خاطر همدردی و سر زدن به ما

راستش از اونجایی که من یه مدت کار نکردم خیلیها فکر میکنن مردم یا چیزیم شده که خب باید بگم نه عزیزان فعلا که زنده ام و سر حال ولی خیلی حوصله تاتر کار کردن تو این شرایط رو ندارم .

چرا؟

چراش معلومه خب اولا بودجه که هیچ شرایط یه جوری شده که باز هم قربون دو سال پیش که کار میکردیم چند روز پیشها به همراه یکی از دوستان قدیمی برای دیدن تاتر رفتیم انقدر فضا بد بود که من با عذر خواهی فراوان از کارگردان نتونستم بیش از ۵ دقیقه رو صندلی بشینم و سالن رو قبل از شروع تاتر ترک کردم

نمیدونم چرا ولی حس کردم فضا فضای سالمی نیست خلاصه اینکه داشتم گول میخوردم که دوباره امسال آستین بالا بزنم و همه سختیها و توهینها و بی پولیها رو به جون بخرم و یه کار جدید شروع کنم که البته چند تا هم نمایشنامه خوب دارم که زمانی که ایران نبودم نوشتم و چند تا دیگه هم تو این مدت که برگشتم ولی حسش نیست به خدا

بچه های گروه و خیلیهای دیگه هم دوباره میگن فلانی بیا کار کنیم حالا میفهمیم گروهمون چی بوده و چه ارزشی داره اونروز رو من گول میخورم و میرم به سمت پرینتر که نمایشنامه ها رو چاپ کنم ولی یه دفعه یه صدایی میگه ای بابا تو دیگه کی هستی ؟ چقدر پوست کلفتی

الان دیگه خیلی به صحنه نمیتونم فکر کنم هر چند همیشه حواسم به صحنه اس ولی نمیشه دیگه چیکار میشه کرد

تازه این دو سالی هم که کار نکردم دیگه انگار غیر از رفقا کسی ما رو نمیشناسه و فراموش شدیم رفت...

 

 

 

+ نوشته شده توسط خوش صفت در یکشنبه 1387/01/04 و ساعت 3:50 قبل از ظهر |
WEBILIX websolutions