گفتندش موسیقی درمان بی حوصلگی توست پس به نزدآقا رضابرو تا تو را چند نتی مهمان کند همان کرد که گفتندش آقا رضا مردی گشاده رو بود که گونی همی میبافتندی سخت برای او فلوت نواخت افاقه نکرد ستار زد مقبول نیافتاد سپس گیتاری الم کرد و سخت بزد شیخ برخواست و بیرون زد
گفتندش هنری هست تاتر که شامورتی بازان امروزند بدانجا برو شاید مقبول نظر افتاد به تالاری رفت که پیشتر تاتر در آنجا اجرا همی میگشت درب بسته یافت و نشست جوانی او را دید و چیزی به شیخ داد که ت به حال ندیده بود شیخ آن چیز را بالا انداخت و چه بسا شنگول گشت و فهمید دوای دردش همین است که در تالار فجر شهر یافته و چ بسا خندان شد و برفت بعدها گفتندش این تالار فجر مدتهاست تعطیل شده و هنرورازن و شامورتی گران دیگر بدینجا نمیایند و از بهر هنر تلاشی نکنند
گفت خاموش که من یافتم آنچه را عصاره هنر در این ملک بود و برفت گفتندش جشنباره ای هست در کورنگ آباد قدیم که در آنجا تاتر فراوان باشد با دربستی بدانجا شتافت شاید مطاعی ارزنده تر یابد و لب خنده کنان یه هره زنان تبدیل شود رفت و دید عده ای جمع اند بس افسرده و ملول بازگشت و فهمید در اینجا مطاعی نیست که به کارش بیاید و رفت و همان چیزززز را خرید و بخورد و خوشحال و دوان شد و زیر لب خواند
کودکی ده ساله بودم چست و چابک
واقعا آدم خوشحال میشه که میفهمه شهرستانهایی که تا ۱ سال پیش هیچی نداشتند انقدر آباد شدن که میشه توش جشنواره تاتر راه انداخت احتمالا مسئولین اداره ارشاد واسلامی این شهرستان خیلی هم زحمت افتاده اند و میتوانیم این تلاش را با تلاش چینیها برای برگزاری المپیک هم ارز بدانیم
من که ندیدم ولی احتمالا الان در کبودراهنگ ۲ سالن برای اجرای نمایشهای صحنه ای داریم که باز احتمالا مجهز به کلیه تجهیزات هستند چون بالاخره قراره تو اونها جشنواره برگزار بشه دیگه
و همچنین احتمالا مسائل رفاهی اعم از هتل و غیره هم تو این مدت کم ساخته شده چون بالاخره کلی مهمان مهم داره هر جشنواره ای و احتمالا کلی هم کارهای خوب اجرا خواهد شد در این جشنواره
ونیز احتمالا تماشاچیان هم فرهنگ تاتر دیدن رو آموختند در این مدت و سالنها شلوغ خواهد بود و همه طعم جشنواره را خواهند چشید
شنیدم در جلسه جشنواره تاتر استان مدیر محترم ارشاد اسلامی همدان فرموده بودند از سال دیگه بین المللی بشه انشالله به به به این مدیر کاردان و کارورزیده که همه چیز را در این استان بین المللی خواهند کرد حالا دقیقا معلوم نیست ولی احتمالا با دستور ایشان از سال دیگه گروههای بین المللی هم به همراه گروههای استان قراره به رقابت تنگاتنگ بپردازند
چه شود واقعا آدم خوشحال میشه انقدر پیشرفت سریع رو میبینه
راستی نگفتم در جشنواره فیلم که همونطور که مطلع هستید بین المللی هم بود مهمانان خارجی عزیز این جشنواره آنقدر درگیر فضای هنری بودند که اصلا در هیچ یک از سالنها نمیتوانستند حضور بهم رسانند و مهمانان خارجی اکران نیمه خصوصی فیلمها رو میدیدند احتمالا اگه از سال دیگه جشنواره تاتر بین المللی در همدان برگزار بشه گروههای نمایشی باید چندین اجرا داشته باشند چون آنطور که از ظواهر امر پیداست خارجیهاباید در محیطی جدا از داخلیها آثار هنری را ببینند و چه بسا ممکن است برای اینکه احساس غریبی هم نکنند چند نفر از کارمندان اداره ارشاد(مثل جشنواره فیلم) و استانداری و حراست که جملگی به چند زبان بین المللی مسلطند آنها را همراهی کنند و عمل دیلماژیشن که همان ترجمه هست رو برای دوستان خارجی انجام بدهند
(علت استفاده از کلمه فوق همدانی ذیل اینست که چون لهجه اکثر این دوستان محلی است و زبانهای فوق را با همان لهجه صحبت میکنند به جای استفاده از translation از دیلماژیشن استفاده کردیم)
محمد جواد کبود آهنگی کارشناس تاتر همدان باز نشسته شد
صمیمانه میگم آقا جواد خسته نباشی انصافا پرونده کاریت وزنه مثبتش سنگین تره حداقل من اینجوری فکر میکنم امیدوارم که به جای بازنشستگی پاشی سر پا و دوباره کارهای خوب بکنی کارهایی مثل
مرگ یزدگرد -شب بیست و یکم ـ معرکه در معرکه ـ بلبل سرگشته و خیلی کارهای خوب و حرفه ای که قبلا میکردی
راستش دوست داشتم حضور ذهن داشتم و حسابی راجع به آقا جواد کبودرآهنگی براتون مینوشتم ولی فقط یادمه که از سال ۷۰ که من اومدم تو تاتر ایشون بوده تا ... ایشالله ۱۰۰ سال دیگه
حقیقتا هم تنها کسیه که تو همدان من ازش چیزی یاد گرفتم خیلی هم با هم جنگیدیم خیلی هم روزهای خوشی داشتیم تا سال ۱۳۸۰ که من تو گروهش بازیگر بودم خیلی درسها خواسته و نا خواسته بهم داد و بیشترین چیزی که میتونم بگم اینه که
واقعا یه تاتریه
و درد بچه های تاتر رو میفهمه هر چند یه موقع هایی خودشو به اون راه میزد
ولی فکر میکنم همه دوستش دارن مخصوصا حالا که بازنشسته شده احتمالا خیلی هم بیشتر دوستش خواهند داشت
و در آخر اینکه خسته نباشید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خیلی آروم رفتم تو اداره چند نفری هم که از دور منو دیدند یه نگاهی کردند قیافشون معلوم بود که میگن ای بابا این چی میخواد اینجا باز
تا اونجایی که من خبر دارم امسال آقایان کیانوش بهروز پورـ فرزاد و فرهاد لباسی - مهدی چایانی در جشنواره کار دارند عجب ... ۹۰٪ بازیگران آماتورهایی هستند که در اولین تجربه به جشنواره استانی میروند باز هم عجب از اینکه امسال هیچکس از دوستان اون سالها کار نکردند
احمد بیگلریان ـ نیما بیگلریان - آرش عباسی - پیمان دانشمند و خیلی از دوستانی که سالها برای این استان مقام و افتخار کسب کردند نبودند و در واقع میدان خالی مونده یه جوریم شد حالم بد شد گفتم یادش به خیر احساس کردم اوه چقدر پیر شدم که این جمله به ذهنم اومد یادش به خیر تازه ۲۶ سالمه ولی انگار نود ساله شدم
دوستانی که هر کدوم تو گروهشون بازیگران ـ نویسندگان - طراحان و ... متعددی به صورت حرفه ای یا نیمه حرفه ای کار میکردند دیگه نیستند انصافا تاتر ما به کجا میره؟؟؟
میترسم از سال دیگه که همین چند نفری هم که موندن نباشن دلم واقعا گرفت
به این فکر کردم که یعنی همه نا راضی اند ؟؟ پس این چند نفر باقی مونده چی؟
چی شده که دارن کار میکنن؟ خیلی دوست داشتم برم جلو بپرسم استاد فلانی چرا با این شرایط کار کردی؟ بگو شاید منهم کار کردم دوباره شاید دلم اومد همه چیو بزارم زیر پام و بگم بابا ۶ ماه دیگه وقت میزارم برای دلم برای عشقم برای تاتر
پیش خودم گفتم نکنه ما جا خالی کردیم و کم آوردیم ؟؟؟
یه هفته قبل یکی از دوستام گفت امسال جشنواره دیدنی میشه
هیچکس نیست پسر باز همون موقع هم یه جوریم شد دوسال که ایران نبودم بعدش هم که اومدم چرا کار نکردم؟ وای انگار همین دیروز بود که افسون معبد سوخته رو کار کردیم یا بازی بزرگان با بازیهای خوب بچه های گروه تالار فجر رو منفجر کرد یا... خاک و خون که هنوز اجرا عموم نرفته
رفتم امروز طبقه پایین خونمون یه اطاق دارم که پر از آکساسواره کارهای قبلیه یه اطاق پر ،موندم خدایا یعنی باید اینها رو موزه کنم ؟ یا باز هم ازشون استفاده میکنم؟
حتی امسال یه دعوت زبانیهم نشد که مثلا فلانی منتقد میخواهیم یا عکاس میخوایم یا بیا برای ویژه نامه کمک کن هیچ ولی عین خیالم نیومد تا دیدم ای بابا هیچکس نیست مثل اینکه مهم هم نیست که هیچکس نیست
یکی بود یکی نبود قصه تاتر همدان به هیچکی نبود رسیده


