تبليغاتX
گروه تاتر نیلوفر - به بهانه دیدن نمایش پل نویسنده محمد رحمانیان کارگردان محمد جواد کبودراهنگی
خدمتتون عرض کنم که پیش از هر چیز باید بگم که شخصا نسبت به خیلی از عوامل اجرایی کار تعلق خاطر و علاقه ویژه ای دارم و امید وارم نظرات این حقیر رو که در پرانتز خلاصه نقد این نمایش پدید اومده باعث تکدر خاطر هیچ عزیزی نشه

                                           خلاصه  نقد

پرده باز بود و ما صحنه ای را دیدیم که بازیگران با لباس صحنه گوشو کنار صحنه راه میرفتند و بی جهت گویی هنوز تماشاچی در سالن نیست رفت و آمد میکردند هر چند اتفاق اپیک روی صحنه به وقوع پیوست اما پیش از شروع با پرده باز هیچ توجیهی نیافتم

طراحی صحنه تخت و یکنواخت بود با پلی که بیشتر دالانی فرو ریخته را تداعی میکرد و نمیدانم چطور این دکور مجوز رفتن به روی صحنه را از طراح دقیق خود گرفته بود  و نخلی که در بگ راند بسیار زوری گنجانده شده بود و کنده ای و پارچه ای قرمز که مثلاخون را تداعی میکرد پیش از اجرا همینها ما را به یاد طراحی  کهنه و دستخورده و هزار بار دیده شده میانداخت

پارچه سیاه مشکی ای که سعی میکرد به بد ترین وجه پل را از نظرها پنهان کند نصفه نیمه و نا مرتب بود و دقیقا ما را به یاد تکیه ها و مساجد به وقت عذاداری میانداخت و همچنین پل طراحی شده به زیر آن پارچه که گویی باید در موقع مقتضی ظاهر میگشت را کاملا لو داده بود

۲.با وجود توزیع بروشور اسمها تمام و کمال اعلام شد که ضرورت اینکار هم نفهمیدم شاید باری تماشاچی بی سواد هم چاره ای اندیشیده بودند ولی من توجیهی نیافتم  

۳.مداحی در ابتدای کار با صدای بسیار زیاد و تقریبا گوش خراش پخش شد و صحنه عذاداری بسیار در هم ریخته و شلوغ بسته شد

۴.طراحی لباسها غیر از مواردی کاملا بی سلیقه و بی هدف بود رنگ بندیها سطحی بود و من توجیهی نیافتم و مثلا   با وجود اینکه عدهای از بازیگران شمشیر عربی در دست داشتند شمشیر سامورایی هم دیدیم و یا عده ای کفش چرمین به پا بودند و چند تن که البته نقشهای فرعی داشتند کفشهای چرمی امروزی و تمام اینها تداعی میکرد این تفکر را که بازیگر فرعی خیلی هم مهم نیست اما به نظر من هر آنچه روی صحنه هست مهم است و باید با تفکر و حساسیت در همه موارد اقدام کرد

منتقم :(سهراب نیک فرجاد)اوج و فرودها و سکوتهای ابتدایی و قراردادی در ابتدا ی کار  دیالوگهای خورده شده و هیجانی که ژنهان نمیماند از نظر تماشاچی و حرکات دست بی ارتباط و فیالبداهه رفت و آمدهای بی دلیل از چپ به راست و انگشت گزیدنهای پی در پی  را حتی سیما و صدای این بازیگر خوب نتوانست از انظار پنهان کند هر چند در اواخر کار بازی بهتر و مسلط تری را شاهد بودیم

پلساز( کیانوش بهروز پور) همه چیز بر وفق مراد مینمایید به غیر از پایان دیالوگهای بلند که به نظر بی نفس ادا میشد  بهروز پور بی شک بهترین انتخاب بازیگری این نقش در همدان بود به خاطر استیل و صدای ویژه این بازیگر

شاگرد پلساز( حمید کاظمی) خوب ظاهر شد اما به نظر سعی میکرد بیش از آنچه که باید خود را در دید تماشاچی قرار دهد و تمرکز صحنه را در قسمتهایی بی دلیل به هم میزد

امام( حمید ترابی) این بازیگر صدا و سیمای خوبی باری این نقش دارد و از آن به خوبی بهره برد اما بازی خاصی را شاهد نبودیم

شاعر(فواد ابراهیمی) با عجله وارد شد و دیالوگها را گفت و رفت دستها بی دلیل بالا و پایین رفت و...دیگر هیچ

طراحی فرمها نا منظم و نا موزون بود و نه تنها لذت بصری ایجاد نمیکرد بلکه حس بسیار بدی هم انتقال میداد به غیر از صحنه رفتن امام به روی پل که نور پردازی بسیار زیبا یی داشت و فضایی فوق العاده ایجاد شد هیچ صحنه دیگر با هماهنگی و هارمونی لازمه اینگونه صحنه ها به چشم من نخورد

و دیگر هیچ

+ نوشته شده توسط خوش صفت در جمعه 1387/11/11 و ساعت 4:31 قبل از ظهر |
WEBILIX websolutions